شنبه، آذر ۱۴، ۱۳۹۴

هی اکثریت با توام

www.isamasih.blogspot.fi

در سرزمین خودم، سرزمین پدری ام مرا بیگانه و (اقلیت) خواندند...
هی!!! اکثریت با توام!
خرسندم که میان انبوه این جمعیت من اقلیتم ...
می دانی چرا؟
نسل اندر نسل پدران من یکتاپرست بودند و هستد نه مانند نیاکان تو بت پرست... تو اگر ۱۴قرن است که رستگار شده ای، ما بیست قرن است که رستگاریم چه بسا بیشتر...
سالیان سال تا پیش از آمدن تو، زن را ستایش میکردند، نه مانند توی اکثریت! که دختران را زنده به گور می کردی...
من خدا پرستم ، ولی تو خدا ترسی و اسطوره پرست، برو اسطوره های عربی ات را بپرست، تو را با خدای من عیسی مسیح چه کار است؟
به کوروش من ناسزا بگو و او را بی فرهنگ بخوان، غافل از اینکه او برگزیده خدا بود تا قوم خدایم را نجات دهد. هرگاه به تخت جمشید رفتی جای نادانی ات را فراموش نکنی بر در و دیوارش بکنی... ولی من همانند تو نیستم، باز تو را انسان میخوانم چون خدای من عیسی مسیح است.
چه اهمیتی دارد تو چه فکر میکنی؟ تو مرا کافر اهریمن پرست میخوانی؟ بخوان!!! مرا نجس می خوانی؟ بخوان!!! من برای نداشتن آگاهی ترا سرزنش نمیکنم... خدایم از دل من آگاه است.
مرا اقلیت بخوان...خرسندم!!!
هی! اکثریت که تنها شعاردادن کارت شده، ریا کاری کارت شده؟ شکنجه و زندانی و کشتن کارت شده،
من بخود میبالم که در انبوه اکثریت ها، اقلیتم... نه برای دینم، هرگز..
من اقلیتم چون آن زمان که تو در سجده جای مهر بر پیشانی ات داغ میزدی، من داغ از دل غمگینی میزدودم.
من اقلیتم چون تو در نیایش های جمعه ات به دیگران ناسزا و مرگ باد میگویی، ولی من در نیایشهای روزانه ام تو را با خوشی و شادی بدرقه میکنم...
میدانی چرا ای اکثریت؟
چون خدای من عیسی مسیح خدای محبت است، نه مانند خدای نداشته تو که خدای جنگ وخونریزی و تجاوز و ... است.
من اقلیتم چون تو با زور و سرکوب و خونریزی مرا به سمت اسطوره های عربی ات سوق میدهی ولی من انسان بودنت برایم ارزش دارد نه آیین و نژاد و زبانت ...
این نیز از آموزه های خداوندم عیسی مسیح است.
هی اکثریت!!! فراموشت نشود اینبار که به آرامگاههای من قدم نهادی نام خود را ژرف تر بر دیواره ها جای بگذار، چون آرامگاههای من مانند معابد تو خادم و کنیز ندارد که نگهدار آنها باشد، خدا تو را نگاه میکند و بر تو افسوس میفرستد چون تو باور نداری که او تو را مینگرد...
راستی، نمازهایت در سرزمین پدری من پذیرفته خداوند نیست تو بهتر میدانی که نیایش و نماز در مکانی که غصبی و به زور شمشیر گرفته شده باشد باطل است مگر آنکه میزبان از تو راضی باشد. هی اکثریت!!! من اقلیت از تو ناراضی ام ...
هی اکثریت!!! مرا تا آخرین روزی که زمین میچرخد و نفس میکشی اقلیت بخوان من از این نام خوشنودم چون من مانند تو نیستم...

فراموشت نشود! من فرزند خداوند هستم چرا که او مرا به فرزندی پذیرفته است. آمین

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر