شنبه، خرداد ۰۱، ۱۳۹۵
داستانی آموزنده
www.isamasih.blogspot.com
نیم ساعت بعد باز در خانه به صدا درآمد. پیرزن دوباره در را باز کرد. این بار کودکی که از سرما می لرزید از او خواست تا از سرما پناهش دهد. پیرزن با ناراحتی در را بست و غرغرکنان به خانه برگشت.
نزدیک غروب بار دیگر در خانه به صدا درآمد. این بار پیرزن مطمئن بود که خدا آمده، پس با عجله به سوی در دوید. در را باز کرد ولی این بار نیز زن فقیری پشت در بود. زن از او کمی پول خواست تا برای کودکان گرسنه اش غذایی بخرد. پیرزن که خیلی عصبانی شده بود، با داد و فریاد، زن فقیر را دور کرد.
شب شد ولی خدا نیامد.
پیرزن ناامید شد و رفت که بخوابد و در خواب بار دیگر خدا را دید.
پیرزن با ناراحتی به خدا گفت: خدایا، مگر تو قول نداده بودی که امروز به دیدنم می آیی؟
خدا جواب داد: بله، ولی من سه بار به خانه ات آمدم و تو هر سه بار در را به رویم بستی!
«فراموش نکنید که با غریبه ها مهربان باشید و از ایشان پذیرایی کنید، زیرا بعضی با این کار، بی آنکه خودشان متوجه باشند، از فرشته ها پذیرایی کرده اند.» عبرانیان 13: 2
آزار و محبت
www.isamasih1.blogspot.com
دو دوست با پاي پياده از جاده اي در بيابان عبور مي كردند.بين راه بر سر موضوعي اختلاف پيدا كردند و به مشاجره پرداختند.
يكي از آنها از سر خشم بر چهره ديگري سيلي زد
دوستي كه سيلي خورده بود سخت آزرده شد ولي بدون آن كه چيزي بگويد روي شن هاي بيابان نوشت: امروز بهترين دوست من بر چهره ام سيلي زد.
آن دو كنار يكديگر به راه خود ادامه دادند تا به يك آبادي رسيدند. تصميم گرفتند قدري آنجا بمانند و كنار بركه آب استراحت كنند. ناگهان شخصي كه سيلي خورده بود لغزيد و در بركه افتاد. نزديك بود غرق شود كه دوستش به كمكش شتافت و او را نجات داد. بعد از آن كه از غرق شدن نجات يافت بر روي صخره اي سنگي اين جمله را حك كرد: امروز بهترين دوستم جان مرا نجات داد.
دوستش با تعجب از او پرسيد: بعد از آنكه من با سيلي تو را آزردم تو آن جمله را روي شن هاي صحرا نوشتي ولي حالا اين جمله را روي صخره حك مي كني؟
ديگري لبخندي زد و گفت: وقتي كسي ما را آزار مي دهد بايد روی شن هاي صحرا بنويسيم تا بادهاي بخشش آن را پاك كنند ولي وقتي كسي محبتي در حق ما مي كند بايد آن را روي سنگ حك كنيم تا هيچ بادي نتواند آن را از ياد ها ببرد.
تنفر و قلب ...
www.isamasih1.blogspot.com
معلم یک کودکستان به بچه های کلاس گفت که میخواهد با آنها بازی کند. او به آنها گفت که فردا هر کدام یک کیسه پلاستیکی بردارند و درون آن به تعداد آدمهایی که از آنها بدشان میآید، سیب زمینی بریزند و با خود به کودکستان بیاورند. فردا بچه ها با کیسه های پلاستیکی به کودکستان آمدند. در کیسه بعضی ها 2 بعضی ها 3، و بعضی ها 5 سیب زمینی بود. معلم به بچه ها گفت: تا یک هفته هر کجا که می روند کیسه پلاستیکی را با خود ببرند
روزها به همین ترتیب گذشت و کم کم بچه ها شروع کردند به شکایت از بوی سیب زمینی های گندیده به علاوه ، آنهایی که سیب زمینی بیشتری داشتند از حمل آن بار سنگین خسته شده بودند. پس از گذشت یک هفته بازی بالاخره تمام شد و بچه ها راحت شدند
معلم از بچه ها پرسید: از اینکه یک هفته سیب زمینی ها را با خود حمل می کردید چه احساسی داشتید؟
بچه ها از اینکه مجبور بودند ، سیب زمینی های بد بو و سنگین را همه جا با خود حمل کنند شکایت داشتند. آنگاه معلم منظور اصلی خود را از این بازی، این چنین توضیح داد: این درست شبیه وضعیتی است که شما کینه آدم هایی که دوستشان ندارید را در دل خود نگه می دارید و همه جا با خود می برید بوی بد کینه و نفرت قلب شما را فاسد می کند و شما آن را به همه جا همراه خود حمل می کنید . حالا که شما بوی بد سیب زمینی ها را فقط برای یک هفته نتوانستید تحمل کنید. پس چطور می خواهید بوی بد نفرت را برای تمام عمر در دل خود تحمل کنید؟
آراسته شوید ...
www.isamasih1.blogspot.com
کلمه " سلاه " حرفی ست که در سرودهای پرستشی زمان داود برای سکوت کردن بین دو قسمت یک آهنگ استفاده میشده است که در مزامیر داود و کتاب حبقوق جمعا 74 مرتبه استفاده شده . منظور اینست که : در این قسمت آهنگ کمی صبر کن تا بعد از مکث کوتاهی قسمت بعدی آهنگ شروع شود .
.
مسیح ما را امروز در آهنگ پر شور و هیجان زندگی مان دعوت به "سلاه" میکند و میگوید در هیجان و اضطرابها و افکار نا آرامتان کمی صبر کنید تا وقتیکه روح آرامش بخش خدا برشما بیاید و شما را از درون لبریز کند و قسمت بعدی آهنگ زندگی را با همراهی صدای ملایم و تسلی بخش روح القدوس شروع کنید .
هللویاه، شکر، آمین
www.isamasih1.blogspot.com
آيا هر روزه او را پيروي ميكنيد؟
شکر برای وجودت . دستانم رابه سویت آوردم، گوشم را به صدایت میسپارم و قلبم را پراز نور خود کن. هللویاه شکر آمین
امثال سليمان 28:11 _ ارميا 17: 7-8
www.isamasih1.blogspot.com
امثال سليمان 28:11
مبارك باد كسي كه بر خداوند توكّل دارد ...او مثل درختي نشانده بر كنار آب خواهد بود، كه ريشه هايش را به سوي نهر پهن ميكند و چون گرما بيايد ، نخواهد ترسيد و برگش شاداب خواهد ماند و در خشكسالي انديشه نخواهد داشت و از آوردن ميوه باز نخواهد ماند.
ارميا 17: 7-8
یکشنبه، اردیبهشت ۲۶، ۱۳۹۵
جمعه، اردیبهشت ۲۴، ۱۳۹۵
روزه در مسیحیت Fasting in Christianity
www.isamasih1.blogspot.fi
روزه در مسیحیت Fasting in Christianity
کتاب مقدس در ارتباط با روزه هیچ گونه قوانین یا زمان خاصی را در اختیار ما قرار نمیدهد هر چند مسیح در ارتباط با اصول روزه داری تعلیمات خاصی را ارائه میدهد. "اما چون روزه دارید، مانند ریاكاران ترشرو مباشید زیرا كه صورت خویش را تغییر میدهند تا در نظر مردم روزهدار نمایند. هرآینه به شما میگویم اجر خود را یافتهاند ۱۷ لیكن تو چون روزه داری، سر خود را تدهین كن و روی خود را بشوی ۱۸ تا در نظر مردم روزهدار ننمایی، بلكه در حضور پدرت كه در نهان است؛ و پدرنهانبین تو، تو را آشكارا جزا خواهد داد" (متی ۶: ۱۶-۱۸).
بر اساس سنت، ایمانداران معمولا روزه را در ایامی که عیسی مسیح در بیابان روزه گرفت به انجام میرسانند، هر چند که هیچ حکم خاصی در این مورد وجود ندارد.
ما در مسیحیت تابع احکام مذهبی نیستیم به همین علت، روزه مسیحی در زمان و تحت قوانین مذهبی خاصی صورت نمیگیرد. ایمانداران مسیحی آزاد هستند که در هر زمان، با هدایت روح خدا، بطور انفرادی یا گروهی، برای یک روز یا روزهای متعدد، و یا حتی برای چند ساعت، روزه بگیرند. ضمناً در روزه مسیحی میتوان از یک یا چند وعده غذا صرف نظر کرد و یا حتی از خوردن بعضی مواد غذائی خودداری نمود. هدف اصلی روزه مسیحی این است که با فروتنی به خدا تقرب جوئیم و هدایتهای او را بطلبیم و اوقاتی را در دعا و مناجات در حضور او بسر ببریم.
در مورد روزه مسیحی، لازم است بدانیم که بمنظور صواب و ریاضت، و یا بدست آوردن دل خدا و نجات از گناه، بجا آورده نمیشود زیرا با ریخته شدن خون مسیح بر صلیب و مرگ و دفن و قیام او از مردگان، نجات از گناه و طریق راه یافتن انسان به حضور خدا، مهیا گردیده است. بلکه بدین دلیل که:
١- دل ما در حضور خدا نرم و فروتن باشد.
٢- به صدا و هدایت و حضور خدا حساس باشیم.
٣- نفس سرکش ما ضعیف و سرکوب باشد.
٤- پرستش و دعای مسیحی ما قویتر و مؤثرتر باشد.
و بالاخره، روزه مسیحی کمک میکند که یاد بگیریم از خودخواهی انسانی دوری نموده و ازخود گذشتگی داشته باشیم، و بیشتر قدر و ارزش فداکاری عظیم و کفاره بی نظیر عیسی مسیح را درک کنیم.
کتاب مقدس در ارتباط با روزه هیچ گونه قوانین یا زمان خاصی را در اختیار ما قرار نمیدهد هر چند مسیح در ارتباط با اصول روزه داری تعلیمات خاصی را ارائه میدهد. "اما چون روزه دارید، مانند ریاكاران ترشرو مباشید زیرا كه صورت خویش را تغییر میدهند تا در نظر مردم روزهدار نمایند. هرآینه به شما میگویم اجر خود را یافتهاند ۱۷ لیكن تو چون روزه داری، سر خود را تدهین كن و روی خود را بشوی ۱۸ تا در نظر مردم روزهدار ننمایی، بلكه در حضور پدرت كه در نهان است؛ و پدرنهانبین تو، تو را آشكارا جزا خواهد داد" (متی ۶: ۱۶-۱۸).
بر اساس سنت، ایمانداران معمولا روزه را در ایامی که عیسی مسیح در بیابان روزه گرفت به انجام میرسانند، هر چند که هیچ حکم خاصی در این مورد وجود ندارد.
ما در مسیحیت تابع احکام مذهبی نیستیم به همین علت، روزه مسیحی در زمان و تحت قوانین مذهبی خاصی صورت نمیگیرد. ایمانداران مسیحی آزاد هستند که در هر زمان، با هدایت روح خدا، بطور انفرادی یا گروهی، برای یک روز یا روزهای متعدد، و یا حتی برای چند ساعت، روزه بگیرند. ضمناً در روزه مسیحی میتوان از یک یا چند وعده غذا صرف نظر کرد و یا حتی از خوردن بعضی مواد غذائی خودداری نمود. هدف اصلی روزه مسیحی این است که با فروتنی به خدا تقرب جوئیم و هدایتهای او را بطلبیم و اوقاتی را در دعا و مناجات در حضور او بسر ببریم.
در مورد روزه مسیحی، لازم است بدانیم که بمنظور صواب و ریاضت، و یا بدست آوردن دل خدا و نجات از گناه، بجا آورده نمیشود زیرا با ریخته شدن خون مسیح بر صلیب و مرگ و دفن و قیام او از مردگان، نجات از گناه و طریق راه یافتن انسان به حضور خدا، مهیا گردیده است. بلکه بدین دلیل که:
١- دل ما در حضور خدا نرم و فروتن باشد.
٢- به صدا و هدایت و حضور خدا حساس باشیم.
٣- نفس سرکش ما ضعیف و سرکوب باشد.
٤- پرستش و دعای مسیحی ما قویتر و مؤثرتر باشد.
و بالاخره، روزه مسیحی کمک میکند که یاد بگیریم از خودخواهی انسانی دوری نموده و ازخود گذشتگی داشته باشیم، و بیشتر قدر و ارزش فداکاری عظیم و کفاره بی نظیر عیسی مسیح را درک کنیم.
ایام روزه
معمولا این ایام به مدت چهل روز است که به نام ایام انابت یا لنت (Lent) به مفهوم توبه و تعمق معروف است و از چهرشنبه خاکستر شروع و تا عید پاک ادامه مییابد. ایام لنت برای اولین بار در قرن چهارم مشاهده شده است.
معمولا این ایام به مدت چهل روز است که به نام ایام انابت یا لنت (Lent) به مفهوم توبه و تعمق معروف است و از چهرشنبه خاکستر شروع و تا عید پاک ادامه مییابد. ایام لنت برای اولین بار در قرن چهارم مشاهده شده است.
چهارشنبهٔ خاکستر
چهارشنبهٔ خاکستر اولین روز ایام روزه (Lent) است و نام آن از آئین خاکستر پاشى بر سر توبهکاران اخذ شده است. که در شکل جدید این آئین، بر پیشانى به شکل صلیب خاکستر مالیده میشود. برخی از کلیساها در این روز خاکستر را که سنبل پشیمانی و فانی بودن انسان است، در کلیسا پاشیده و برخی نیز در طول این روز آن را به پیشانی خود میمالند.
چهارشنبهٔ خاکستر اولین روز ایام روزه (Lent) است و نام آن از آئین خاکستر پاشى بر سر توبهکاران اخذ شده است. که در شکل جدید این آئین، بر پیشانى به شکل صلیب خاکستر مالیده میشود. برخی از کلیساها در این روز خاکستر را که سنبل پشیمانی و فانی بودن انسان است، در کلیسا پاشیده و برخی نیز در طول این روز آن را به پیشانی خود میمالند.
آیین کاتولیک
کاتولیکها در روز چهارشنبه خاکستر و نیز روز جمعةالصلیب روزه میگیرند، و در تمامی روزهای جمعه ماه انابت نیز که دوران توبه و تعمق کاتولیکهاست، از خوردن گوشت پرهیز میکنند. کاتولیکها تا قرنها اجازه نداشتند در هیچ یک از روزهای جمعه سال به گوشت لب بزنند، اما از اواسط دهه ۱۹۶۰ پرهیز از گوشت در روزهای جمعه غیر از دوران لنت (انابت) اختیاری اعلام شد.
در این آیین در دو روز چهارشنبه خاکستر و جمعةالصلیب، خوردن دو نوع غذای ساده و یک غذای معمولی مجاز است، اما مصرف گوشت ممنوع است. مصرف گوشت در روزهای جمعه ماه لنت (انابت) نیز که دوران توبه و تعمق کاتولیکهاست، ممنوع است. روزه گرفتن در سایر روزهای جمعه اختیاری است و برخی از کاتولیکها به جای روزه، به توبه یا برگزاری دعاهایی ویژه میپردازند.
کاتولیکها معتقدند که روزه باعث میشود انسان امیال جسمانی خود را مهار کرده، از گناهان خود توبه نماید، و با فقرا احساس همبستگی کند. روزه گرفتن در ماه لنت (دوران توبه و تعمق) باعث میشود که روح آدمی از طریق ریاضت تن، برای شرکت در ضیافتی عظیم و باشکوه آماده گردد. روزه جمعةالصلیب نیز برای فرد مؤمن یادآور درد و رنجی است که مسیح به خاطر ما متحمل شد.
کاتولیکها در روز چهارشنبه خاکستر و نیز روز جمعةالصلیب روزه میگیرند، و در تمامی روزهای جمعه ماه انابت نیز که دوران توبه و تعمق کاتولیکهاست، از خوردن گوشت پرهیز میکنند. کاتولیکها تا قرنها اجازه نداشتند در هیچ یک از روزهای جمعه سال به گوشت لب بزنند، اما از اواسط دهه ۱۹۶۰ پرهیز از گوشت در روزهای جمعه غیر از دوران لنت (انابت) اختیاری اعلام شد.
در این آیین در دو روز چهارشنبه خاکستر و جمعةالصلیب، خوردن دو نوع غذای ساده و یک غذای معمولی مجاز است، اما مصرف گوشت ممنوع است. مصرف گوشت در روزهای جمعه ماه لنت (انابت) نیز که دوران توبه و تعمق کاتولیکهاست، ممنوع است. روزه گرفتن در سایر روزهای جمعه اختیاری است و برخی از کاتولیکها به جای روزه، به توبه یا برگزاری دعاهایی ویژه میپردازند.
کاتولیکها معتقدند که روزه باعث میشود انسان امیال جسمانی خود را مهار کرده، از گناهان خود توبه نماید، و با فقرا احساس همبستگی کند. روزه گرفتن در ماه لنت (دوران توبه و تعمق) باعث میشود که روح آدمی از طریق ریاضت تن، برای شرکت در ضیافتی عظیم و باشکوه آماده گردد. روزه جمعةالصلیب نیز برای فرد مؤمن یادآور درد و رنجی است که مسیح به خاطر ما متحمل شد.
آیین ارتدکس
پیروان کلیسای ارتدکس شرق دورههای مختلفی برای روزه دارند، از جمله ماه لنت (دوران توبه و تعمق)، روزه رسولان، روزه معراج مریم مقدس به آسمان، روزه ویژه میلاد مسیح، و نیز چند روزه یک روزه. تمام روزهای چهارشنبه و جمعه، روز روزه محسوب میشود، مگر در هفتههایی که در آنها روزه نگرفتن بلامانع است.
نحوه روزهداری در این آیین اینگونه است که معمولاً از خوردن گوشت، لبنیات و تخممرغ پرهیز میشود. خوردن ماهی در برخی ایام روزه مجاز و در برخی دیگر غیرمجاز است. آنان معتقدند روزه باعث میشود انسان بهتر بتواند در برابر حرص و طمع و شکمپرستی مقاومت کند و مشمول فیض خدا واقع شود.
پیروان کلیسای ارتدکس شرق دورههای مختلفی برای روزه دارند، از جمله ماه لنت (دوران توبه و تعمق)، روزه رسولان، روزه معراج مریم مقدس به آسمان، روزه ویژه میلاد مسیح، و نیز چند روزه یک روزه. تمام روزهای چهارشنبه و جمعه، روز روزه محسوب میشود، مگر در هفتههایی که در آنها روزه نگرفتن بلامانع است.
نحوه روزهداری در این آیین اینگونه است که معمولاً از خوردن گوشت، لبنیات و تخممرغ پرهیز میشود. خوردن ماهی در برخی ایام روزه مجاز و در برخی دیگر غیرمجاز است. آنان معتقدند روزه باعث میشود انسان بهتر بتواند در برابر حرص و طمع و شکمپرستی مقاومت کند و مشمول فیض خدا واقع شود.
آیین پروتستان
در این آیین زمان روزه به خود افراد، کلیساها، سازمانها یا جوامع مسیحی بستگی دارد. از این رو برخی به طور کامل از لب زدن به آب و غذا خودداری میکنند، اما برخی دیگر تنها به نوشیدن مایعات اکتفا میکنند، غذاهای خاصی میخورند، از خوردن یک یا چند وعده غذا صرف نظر میکنند، و از تن در دادن به وسوسههای خوردنی و غیر خوردنی اجتناب مینمایند. چنین روزههایی بویژه در سالهای اخیر محبوبیت فراوانی یافته است. افراد به دلائل مختلف نظیر تقویت و بنای روحانی، همبستگی با فقیران و نیازمندان، اعتراض به فرهنگ مصرفی جامعه امروزی، یا آوردن درخواستهایی ویژه به حضور خدا، روزه میگیرند.
در این آیین زمان روزه به خود افراد، کلیساها، سازمانها یا جوامع مسیحی بستگی دارد. از این رو برخی به طور کامل از لب زدن به آب و غذا خودداری میکنند، اما برخی دیگر تنها به نوشیدن مایعات اکتفا میکنند، غذاهای خاصی میخورند، از خوردن یک یا چند وعده غذا صرف نظر میکنند، و از تن در دادن به وسوسههای خوردنی و غیر خوردنی اجتناب مینمایند. چنین روزههایی بویژه در سالهای اخیر محبوبیت فراوانی یافته است. افراد به دلائل مختلف نظیر تقویت و بنای روحانی، همبستگی با فقیران و نیازمندان، اعتراض به فرهنگ مصرفی جامعه امروزی، یا آوردن درخواستهایی ویژه به حضور خدا، روزه میگیرند.
کریسمس Christmas
www.isamasih1.blogspot.fi
کریسمس Christmas
کریسمس جشنی است که هر سال به منظور گرامی داشت سالروز تولد مسیح برگزار میشود. بسیاری از اعضای کلیسای کاتولیک روم و پیروان آیین پروتستان، کریسمس را در روز ۲۵ دسامبر جشن گرفته و بسیاری نیز آنرا در شامگاه ۲۴ دسامبر برگزار میکنند.
کریسمس جشنی است که هر سال به منظور گرامی داشت سالروز تولد مسیح برگزار میشود. بسیاری از اعضای کلیسای کاتولیک روم و پیروان آیین پروتستان، کریسمس را در روز ۲۵ دسامبر جشن گرفته و بسیاری نیز آنرا در شامگاه ۲۴ دسامبر برگزار میکنند.
تاریخچه
در دوران بعد از میلاد، پیروان ادیان بت پرست همچنان به پرستش الهههای یونانی و رومی، مصری و دیگر خدایان اساطیری میپرداختند. مسیحیت سعی در براندازی این کیشها داشت و توانست در بسیاری از مناطق به پیروی از آنها خاتمه دهد. اما این بت پرستان همچنان به انجام برخی از مراسم خود پایبند بودند. از اینرو برخی از سران کلیساها تعدادی از نمادها و رسم و رسوم این ادیان را با تعاریف جدیدی در دنیای مسیحیت حفظ کردند.
کریسمس جشنی است که در برههای از تاریخ برخی از رهبران کلیسا آن را به تولد مسیح گره زدند. منشا دقیق انتخاب روز ۲۵ ماه دسامبر به عنوان روز میلاد عیسی مسیح از نظر تاریخی مبهم بوده و مشخص نیست که از چه زمانی مسیحیان برای میلاد مسیح جشن گرفتهاند. زیرا که حتی در انجیلهای چهارگانه نیز برای تولد عیسی مسیح هیچ تاریخی ذکر نشده است. به نظر میرسد پس از مرگ رهبران اولیه مسیحیت در دو قرن نخست، روز مشخصی برای تولد عیسی مسیح تعیین شده است.
از این رو میبینیم برای نخستین بار در سال ۲۲۱ پس از میلاد است که در نوشتههای سکستوس ژولیوس افریکانوس، ۲۵ دسامبر به عنوان روز تولد مسیح ذکر شده و رفته رفته در بخش بزرگی از دنیای مسیحیت مورد قبول واقع شده است. انتخاب ۲۵ دسامبر به عنوان سالروز تولد عیسی مسیح و برپایی جشن و سرور در آن روز در اوایل قرن چهارم مورد حمایت کنستانتین امپراتور روم که به پدر کلیسا مشهور است واقع شد و بدین ترتیب آیین کریسمس بیش از پیش در دنیای مسیحیت تثبیت گردید.
در منابع دیگر، کریسمس شکلی مسیحی شده از جشن «روز تولد خورشید شکست ناپذیر» در امپراطوری رم ذکر شده است که به عنوان نماد زایش خورشید و اتمام زمستان برگزار میشده است. این جشن نیز یک آیین شرک آلود بوده که در آن رومیان هر ساله از ۱۷ تا ۲۵ دسامبر برای تشکر از سیاره کیوان یا خدای کشت و زرع به جشن و شادخواری مشغول میشدند. میترائیسم یا آیین پرستش ایزد در ایران باستان از دیگر ریشههای کریسمس مسیحی ذکر شده است که در آن در ۲۵ دسامبر مردم انقلاب زمستانی را با شرکت کردن در مراسمی به بهانه میلاد الهه میترا جشن میگرفتند و رومیان فراوانی نیز ایرانیان را در این جشن همراهی میکردند. به طور کلی به نظر میرسد نوید آغاز بهار و گذر زمستان برای تمامی آیینهای چند خدایی پیش از مسیحیت به نوعی با شادی و جشن همراه بوده است.
در واقع کلیسای کاتولیک با تعیین روز ۲۵ دسامبر به عنوان روز میلاد عیسی مسیح خواسته است به مراسمهای زمستانه پیروان چند خدایی در آن زمان، اعم از معتقدان به خدایان رومی و یونانی و میترا و نیز ادیان باستانی مصر که همگی در کل برگزار کننده جشنی زمستانی در کیش خود بودند، معنا و مفهوم مسیحی داده و بر پیروان مسیحی بیافزاید. با این حال اختلافاتی که در مورد تاریخ برگزاری جشن میلاد مسیح بین مسیحیان وجود دارد نشان دهنده آن است که این سیاست کلیسا مورد تایید تمامی رهبران مسیحی نبوده و مخالفتهایی نیز وجود داشته است. هرچند نه به شدت مخالفتهای دو قرن اول.
بسیاری از اعضای کلیسای کاتولیک رم و پیروان آیین پروتستان، کریسمس را در روز ۲۵ دسامبر جشن میگیرند. برخی از مسیحیان ارتودوکس در روسیه، اوکراین و فلسطین جشن کریسمس را در روز ۷ ژانویه برپا میکنند و ارامنه نیز به طور منحصر به فردی روز میلاد مسیح را در ششم ژانویه جشن میگیرند.
بر این اساس، بیشتر مسیحیان در غرب، ۲۵ دسامبر را به عنوان روز تولد مسیح به رسمیت شناختهاند؛ اما مسیحیان ارتدوکس شرق، ششم ژانویه را برای جشن میلاد مسیح، به رسمیت میشناسند. اختلافات بر سر جشنهای کریسمس در جهان مسیحیت گاهی به مناقشات بزرگی نیز منجر شده است. مثلا در انگلستان در دوران حکومت کرومول در اواسط قرن هفدهم میلادی، پیوریتنها که اعتقادات مسیحی محکمی داشتند با جشن گرفتن کریسمس به عنوان سنتی بت پرستانه و آمیخته با رسوم مشرکین مخالفت کردند و حتی پارلمان انگلستان مدتی جشن گرفتن کریسمس را ممنوع اعلام کرد.
در دوران بعد از میلاد، پیروان ادیان بت پرست همچنان به پرستش الهههای یونانی و رومی، مصری و دیگر خدایان اساطیری میپرداختند. مسیحیت سعی در براندازی این کیشها داشت و توانست در بسیاری از مناطق به پیروی از آنها خاتمه دهد. اما این بت پرستان همچنان به انجام برخی از مراسم خود پایبند بودند. از اینرو برخی از سران کلیساها تعدادی از نمادها و رسم و رسوم این ادیان را با تعاریف جدیدی در دنیای مسیحیت حفظ کردند.
کریسمس جشنی است که در برههای از تاریخ برخی از رهبران کلیسا آن را به تولد مسیح گره زدند. منشا دقیق انتخاب روز ۲۵ ماه دسامبر به عنوان روز میلاد عیسی مسیح از نظر تاریخی مبهم بوده و مشخص نیست که از چه زمانی مسیحیان برای میلاد مسیح جشن گرفتهاند. زیرا که حتی در انجیلهای چهارگانه نیز برای تولد عیسی مسیح هیچ تاریخی ذکر نشده است. به نظر میرسد پس از مرگ رهبران اولیه مسیحیت در دو قرن نخست، روز مشخصی برای تولد عیسی مسیح تعیین شده است.
از این رو میبینیم برای نخستین بار در سال ۲۲۱ پس از میلاد است که در نوشتههای سکستوس ژولیوس افریکانوس، ۲۵ دسامبر به عنوان روز تولد مسیح ذکر شده و رفته رفته در بخش بزرگی از دنیای مسیحیت مورد قبول واقع شده است. انتخاب ۲۵ دسامبر به عنوان سالروز تولد عیسی مسیح و برپایی جشن و سرور در آن روز در اوایل قرن چهارم مورد حمایت کنستانتین امپراتور روم که به پدر کلیسا مشهور است واقع شد و بدین ترتیب آیین کریسمس بیش از پیش در دنیای مسیحیت تثبیت گردید.
در منابع دیگر، کریسمس شکلی مسیحی شده از جشن «روز تولد خورشید شکست ناپذیر» در امپراطوری رم ذکر شده است که به عنوان نماد زایش خورشید و اتمام زمستان برگزار میشده است. این جشن نیز یک آیین شرک آلود بوده که در آن رومیان هر ساله از ۱۷ تا ۲۵ دسامبر برای تشکر از سیاره کیوان یا خدای کشت و زرع به جشن و شادخواری مشغول میشدند. میترائیسم یا آیین پرستش ایزد در ایران باستان از دیگر ریشههای کریسمس مسیحی ذکر شده است که در آن در ۲۵ دسامبر مردم انقلاب زمستانی را با شرکت کردن در مراسمی به بهانه میلاد الهه میترا جشن میگرفتند و رومیان فراوانی نیز ایرانیان را در این جشن همراهی میکردند. به طور کلی به نظر میرسد نوید آغاز بهار و گذر زمستان برای تمامی آیینهای چند خدایی پیش از مسیحیت به نوعی با شادی و جشن همراه بوده است.
در واقع کلیسای کاتولیک با تعیین روز ۲۵ دسامبر به عنوان روز میلاد عیسی مسیح خواسته است به مراسمهای زمستانه پیروان چند خدایی در آن زمان، اعم از معتقدان به خدایان رومی و یونانی و میترا و نیز ادیان باستانی مصر که همگی در کل برگزار کننده جشنی زمستانی در کیش خود بودند، معنا و مفهوم مسیحی داده و بر پیروان مسیحی بیافزاید. با این حال اختلافاتی که در مورد تاریخ برگزاری جشن میلاد مسیح بین مسیحیان وجود دارد نشان دهنده آن است که این سیاست کلیسا مورد تایید تمامی رهبران مسیحی نبوده و مخالفتهایی نیز وجود داشته است. هرچند نه به شدت مخالفتهای دو قرن اول.
بسیاری از اعضای کلیسای کاتولیک رم و پیروان آیین پروتستان، کریسمس را در روز ۲۵ دسامبر جشن میگیرند. برخی از مسیحیان ارتودوکس در روسیه، اوکراین و فلسطین جشن کریسمس را در روز ۷ ژانویه برپا میکنند و ارامنه نیز به طور منحصر به فردی روز میلاد مسیح را در ششم ژانویه جشن میگیرند.
بر این اساس، بیشتر مسیحیان در غرب، ۲۵ دسامبر را به عنوان روز تولد مسیح به رسمیت شناختهاند؛ اما مسیحیان ارتدوکس شرق، ششم ژانویه را برای جشن میلاد مسیح، به رسمیت میشناسند. اختلافات بر سر جشنهای کریسمس در جهان مسیحیت گاهی به مناقشات بزرگی نیز منجر شده است. مثلا در انگلستان در دوران حکومت کرومول در اواسط قرن هفدهم میلادی، پیوریتنها که اعتقادات مسیحی محکمی داشتند با جشن گرفتن کریسمس به عنوان سنتی بت پرستانه و آمیخته با رسوم مشرکین مخالفت کردند و حتی پارلمان انگلستان مدتی جشن گرفتن کریسمس را ممنوع اعلام کرد.
کریسمس جشن مذهبی
واژه کریسمس از دو بخش کریس و مس تشکیل شده که به معنای مراسم عشای ربانی در روز مسیح است. که بعدها به معنای «جشن مسیح» استعمال شده است. مردم بسیاری در آمریکای شمالی و جنوبی، اروپا، آسیا و دیگر مناطق جهان کریسمس را به عنوان مهم ترین رویداد سالانه مسیحی جشن میگیرند.
این جشن از اوایل قرن بیستم میلادی به بعد به تدریج وجهه مذهبی خود را از دست داده و هم اکنون بیشتر به عنوان یک جشن غیر مذهبی برگزار میشود، و بیشتر مردم، این ایام را به عنوان دور هم جمع شدن اقوام و دوستان و هدیه دادن به هم، میشناسند. کریسمس با آیینهای ویژهای بهطور مثال آراستن یک درخت کاج، برگزار شده و شخصیتی خیالی به نام بابانوئل نیز در آن نقشی مهم دارد.
نگاه غیر مذهبی آمریکاییها به کریسمس در اواخر قرن بیستم منجر به مناقشههای قانونی شد. عدهای بحثهایی در مورد ماهیت کریسمس و شناسایی آن به عنوان یک جشن دینی یا سکولار به پیش کشیدند و به رسمیت شناختن کریسمس را به عنوان تعطیلات فدرال نقض قانون جدایی کلیسا و دولت در آمریکا دانستند.
دادگاه عالی آمریکا در روز ۱۹ دسامبر ۲۰۰۰ تعطیلات رسمی و عمومی کریسمس را نقض کننده قانون جدایی دین از حکومت ندانست و اعلام کرد که این روز یک هدف کاملا سکولار و غیر مذهبی را مد نظر دارد. در سال ۲۰۰۵ عدهای از این مسیحیان آمریکایی تظاهراتی علیه سکولار اعلام شدن کریسمس به راه انداختند و اعلام کردند کریسمس با اهداف سکولار و برنامههای ضد مسیحی مورد تهدید واقع شده است. اما غرب بیشتر به تاثیر اقتصادی کریسمس اهمیت میدهد تا وجهه مذهبی آن.
واژه کریسمس از دو بخش کریس و مس تشکیل شده که به معنای مراسم عشای ربانی در روز مسیح است. که بعدها به معنای «جشن مسیح» استعمال شده است. مردم بسیاری در آمریکای شمالی و جنوبی، اروپا، آسیا و دیگر مناطق جهان کریسمس را به عنوان مهم ترین رویداد سالانه مسیحی جشن میگیرند.
این جشن از اوایل قرن بیستم میلادی به بعد به تدریج وجهه مذهبی خود را از دست داده و هم اکنون بیشتر به عنوان یک جشن غیر مذهبی برگزار میشود، و بیشتر مردم، این ایام را به عنوان دور هم جمع شدن اقوام و دوستان و هدیه دادن به هم، میشناسند. کریسمس با آیینهای ویژهای بهطور مثال آراستن یک درخت کاج، برگزار شده و شخصیتی خیالی به نام بابانوئل نیز در آن نقشی مهم دارد.
نگاه غیر مذهبی آمریکاییها به کریسمس در اواخر قرن بیستم منجر به مناقشههای قانونی شد. عدهای بحثهایی در مورد ماهیت کریسمس و شناسایی آن به عنوان یک جشن دینی یا سکولار به پیش کشیدند و به رسمیت شناختن کریسمس را به عنوان تعطیلات فدرال نقض قانون جدایی کلیسا و دولت در آمریکا دانستند.
دادگاه عالی آمریکا در روز ۱۹ دسامبر ۲۰۰۰ تعطیلات رسمی و عمومی کریسمس را نقض کننده قانون جدایی دین از حکومت ندانست و اعلام کرد که این روز یک هدف کاملا سکولار و غیر مذهبی را مد نظر دارد. در سال ۲۰۰۵ عدهای از این مسیحیان آمریکایی تظاهراتی علیه سکولار اعلام شدن کریسمس به راه انداختند و اعلام کردند کریسمس با اهداف سکولار و برنامههای ضد مسیحی مورد تهدید واقع شده است. اما غرب بیشتر به تاثیر اقتصادی کریسمس اهمیت میدهد تا وجهه مذهبی آن.
بابانوئل کریسمس
شخصیتی که امروزه به شکل پیرمردی مهربان و فربه با لباس سرخ رنگ و ریشی سفید و بلند، در هنگامه کریسمس در میان برگزار کنندگان این جشن ظاهر میگردد به چندین اسم شناخته میشود.
بابانوئل، سانتا کلوز و سنت نیکولا از معروفترین این اسامی هستند.
در سده چهارم میلادی، یکی از اسقفهای آسیای صغیر (ترکیهامروز) به خاطر رفتار مهربانانه با کودکان شهرت یافت. این شخص که بعدها به سنت نیکولاس (نیکولاس قدیس) شهرت یافت، در نقاشیهای قرون وسطی و عصر رنسانس به شکل مردی بلند بالا با چهرهای جدی و نجیبانه نشان داده شده است و تا حدود قرن شانزدهم، جشن مخصوص او در روز ششم دسامبر در سراسر اروپا برگزار میشد، اما از آن پس، این جشن، تنها به پروتستانهای هلند منحصر گردید. مهاجران هلندی که به آمریکای شمالی کوچ کردند، این رسم را با خود به آن کشور بردند و در آنجا بود که نام او به سانتا کلوز تغییر یافت.
شخصیتی که امروزه به شکل پیرمردی مهربان و فربه با لباس سرخ رنگ و ریشی سفید و بلند، در هنگامه کریسمس در میان برگزار کنندگان این جشن ظاهر میگردد به چندین اسم شناخته میشود.
بابانوئل، سانتا کلوز و سنت نیکولا از معروفترین این اسامی هستند.
در سده چهارم میلادی، یکی از اسقفهای آسیای صغیر (ترکیهامروز) به خاطر رفتار مهربانانه با کودکان شهرت یافت. این شخص که بعدها به سنت نیکولاس (نیکولاس قدیس) شهرت یافت، در نقاشیهای قرون وسطی و عصر رنسانس به شکل مردی بلند بالا با چهرهای جدی و نجیبانه نشان داده شده است و تا حدود قرن شانزدهم، جشن مخصوص او در روز ششم دسامبر در سراسر اروپا برگزار میشد، اما از آن پس، این جشن، تنها به پروتستانهای هلند منحصر گردید. مهاجران هلندی که به آمریکای شمالی کوچ کردند، این رسم را با خود به آن کشور بردند و در آنجا بود که نام او به سانتا کلوز تغییر یافت.
آئینهای کریسمس
برگزاری کریسمس در کشورهای مختلف مسیحی بنا به سنت و رسم و رسوم آنان، تفاوتهایی نیز با یکدیگر دارد. اما مشترکات این مراسم این است که: مسیحیان برای جشن گرفتن میلاد عیسی مسیح به کلیساها میروند، در منزل یک درخت کاج را تزیین و چراغانی میکنند و در خیابانها و کوچهها دسته دسته سرودهای پرستشی و شکر گذاری اجرا مینمایند.
یکی دیگر از سنتهای رایج در ایام کریسمس که شباهت زیادی به جشن سال نو ایرانیان دارد، خریدن و پوشیدن لباس نو است. و البته، خانهتکانی. زنان در این ایام مشغول آماده کردن خانه برای عید میشوند و مثل روزهای نزدیک به سال نو ایرانی، همه جا را برای شادی و نیایش تمیز و آماده میکنند.
در روزهای نزدیک به کریسمس مردم از مغازههای شاد و رنگارنگ کارت پستال و هدیه میخرند و برخی نقاط شهر مثل روزهای نزدیک به نوروز شلوغ میشود.
برگزاری کریسمس در کشورهای مختلف مسیحی بنا به سنت و رسم و رسوم آنان، تفاوتهایی نیز با یکدیگر دارد. اما مشترکات این مراسم این است که: مسیحیان برای جشن گرفتن میلاد عیسی مسیح به کلیساها میروند، در منزل یک درخت کاج را تزیین و چراغانی میکنند و در خیابانها و کوچهها دسته دسته سرودهای پرستشی و شکر گذاری اجرا مینمایند.
یکی دیگر از سنتهای رایج در ایام کریسمس که شباهت زیادی به جشن سال نو ایرانیان دارد، خریدن و پوشیدن لباس نو است. و البته، خانهتکانی. زنان در این ایام مشغول آماده کردن خانه برای عید میشوند و مثل روزهای نزدیک به سال نو ایرانی، همه جا را برای شادی و نیایش تمیز و آماده میکنند.
در روزهای نزدیک به کریسمس مردم از مغازههای شاد و رنگارنگ کارت پستال و هدیه میخرند و برخی نقاط شهر مثل روزهای نزدیک به نوروز شلوغ میشود.
درخت کریسمس
یک درخت طبیعی یا مصنوعی است که با روبانها و چراغهای رنگی تزئین میشود و در کریسمس در خانه یا بیرون از خانه قرار داده میشود درخت کریسمس معمولاً از درختان دارای برگهای سوزنی بویژه کاج تهیه میشود و میتواند در اندازههای مختلف باشد.
سنت درخت کریسمس، به آلمان قرن شانزدهم میلادی و زمانی که مسیحیان، درختان تزیین شده را به خانههای خود آوردند، بر میگردد. همچنین در آن زمان عدهای هرمهایی از چوب میساختند و آنرا با شاخههای درختان همیشه سبز و شمع تزیین میکردند.
به تدریج رسم استفاده از درخت کریسمس در بخشهای دیگر اروپا نیز طرفدارانی پیدا کرد. در سال ۱۸۴۱ در انگلستان، پرنس آلبرت، شوهر ملکه ویکتوریا با آوردن درخت کریسمس به کاخ ویندسور و تزیین آن با شمع، شیرینی، میوه و انواع آب نبات، استفاده از درخت را به چیزی مد روز مبدل کرد.
بسیاری از آمریکاییهای قرن نوزدهم، درخت کریسمس را چیزی غریب میدانستند و اولین درخت کریسمس در آمریکا، مربوط به سال ۱۸۳۰ است که آنهم توسط ساکنان آلمانی پنسیلوانیا به نمایش گذاشته شده بود. این درخت برای جلب کمکهای مردمی برای کلیسای محلی برپا شده بود. در سال ۱۸۵۱، چنین درختی در محوطه خارجی یک کلیسا برپا شد اما وجود آن برای ساکنان این قصبه بسیار توهین آمیز و نوعی بازگشت به بت پرستی به شمار میآمد و آنها خواستار جمع کردن تزیینات شدند.
در حدود سالهای ۱۸۹۰، لوازم تزیینی کریسمس از آلمان وارد میشد و درخت کریسمس به تدریج در ایالات متحده محبوبیت یافت. جالب است که اروپائیان از درختان کوچکی که حدود ۱ تا ۱.۵ متر طول داشتند استفاده میکردند در حالی که آمریکاییان درختی را میپسندیدند که تا سقف خانه برسد.
کشف برق، به ساخته شدن چراغهای کریسمس انجامید و امکان درخشش را برای درختان به ارمغان آورد. پس از آن دیدن درختان کریسمس در میدان شهرها به یک منظره آشنای این ایام مبدل شد و تمام ساختمانهای مهم، چه شخصی و چه دولتی با بر پا کردن یک درخت، به اسقبال تعطیلات کریسمس میرفتند.
در تزیین درختهای کریسمس اولیه، به جای مجسمه فرشته در نوک درخت، از اشکال پریهای کوچک به نشانه ارواح مهربان یا زنگوله که برای ترسانیدن ارواح شیطانی به کار میرفت استفاده میشد.
امروزه در تمام جهان درخت سرو نماد مهم کریسمس است. اما درخت سرو در میان بت پرستان و فرهنگ قدیم ایران نیز بسیار مهم بوده و درخت جاودانگی تلقی میشده است هنوز در بسیاری از نقاط ایران به درخت سرو با نگاه تقدس نگریسته میشود.
یک درخت طبیعی یا مصنوعی است که با روبانها و چراغهای رنگی تزئین میشود و در کریسمس در خانه یا بیرون از خانه قرار داده میشود درخت کریسمس معمولاً از درختان دارای برگهای سوزنی بویژه کاج تهیه میشود و میتواند در اندازههای مختلف باشد.
سنت درخت کریسمس، به آلمان قرن شانزدهم میلادی و زمانی که مسیحیان، درختان تزیین شده را به خانههای خود آوردند، بر میگردد. همچنین در آن زمان عدهای هرمهایی از چوب میساختند و آنرا با شاخههای درختان همیشه سبز و شمع تزیین میکردند.
به تدریج رسم استفاده از درخت کریسمس در بخشهای دیگر اروپا نیز طرفدارانی پیدا کرد. در سال ۱۸۴۱ در انگلستان، پرنس آلبرت، شوهر ملکه ویکتوریا با آوردن درخت کریسمس به کاخ ویندسور و تزیین آن با شمع، شیرینی، میوه و انواع آب نبات، استفاده از درخت را به چیزی مد روز مبدل کرد.
بسیاری از آمریکاییهای قرن نوزدهم، درخت کریسمس را چیزی غریب میدانستند و اولین درخت کریسمس در آمریکا، مربوط به سال ۱۸۳۰ است که آنهم توسط ساکنان آلمانی پنسیلوانیا به نمایش گذاشته شده بود. این درخت برای جلب کمکهای مردمی برای کلیسای محلی برپا شده بود. در سال ۱۸۵۱، چنین درختی در محوطه خارجی یک کلیسا برپا شد اما وجود آن برای ساکنان این قصبه بسیار توهین آمیز و نوعی بازگشت به بت پرستی به شمار میآمد و آنها خواستار جمع کردن تزیینات شدند.
در حدود سالهای ۱۸۹۰، لوازم تزیینی کریسمس از آلمان وارد میشد و درخت کریسمس به تدریج در ایالات متحده محبوبیت یافت. جالب است که اروپائیان از درختان کوچکی که حدود ۱ تا ۱.۵ متر طول داشتند استفاده میکردند در حالی که آمریکاییان درختی را میپسندیدند که تا سقف خانه برسد.
کشف برق، به ساخته شدن چراغهای کریسمس انجامید و امکان درخشش را برای درختان به ارمغان آورد. پس از آن دیدن درختان کریسمس در میدان شهرها به یک منظره آشنای این ایام مبدل شد و تمام ساختمانهای مهم، چه شخصی و چه دولتی با بر پا کردن یک درخت، به اسقبال تعطیلات کریسمس میرفتند.
در تزیین درختهای کریسمس اولیه، به جای مجسمه فرشته در نوک درخت، از اشکال پریهای کوچک به نشانه ارواح مهربان یا زنگوله که برای ترسانیدن ارواح شیطانی به کار میرفت استفاده میشد.
امروزه در تمام جهان درخت سرو نماد مهم کریسمس است. اما درخت سرو در میان بت پرستان و فرهنگ قدیم ایران نیز بسیار مهم بوده و درخت جاودانگی تلقی میشده است هنوز در بسیاری از نقاط ایران به درخت سرو با نگاه تقدس نگریسته میشود.
www.isamasih1.blogspot.fi
عید پاک Easter
عید پاک یا قیام، روز رستاخیز عیسی مسیح از مردگان و یکی از مهمترین اعیاد مسیحیان پس از کریسمس است. قیام مسیح از مردگان همه ساله در اواخر ماه مارس یا اوایل آوریل، در آغاز بهار جشن گرفته میشود.
عید پاک یا قیام، روز رستاخیز عیسی مسیح از مردگان و یکی از مهمترین اعیاد مسیحیان پس از کریسمس است. قیام مسیح از مردگان همه ساله در اواخر ماه مارس یا اوایل آوریل، در آغاز بهار جشن گرفته میشود.
تاریخچه
مسیحیان نخستین، که در جامعهای یهودی میزیستند، جشن رستاخیز مسیح را همزمان با مراسم عید فصح برپا میکردند.
روز یکشنبه برای اولین بار از سوی شورای نیقیه در سال ۳۲۵ میلادی رسماً بهعنوان روز قیام مسیح معرفی شد و بدین ترتیب مسیحیان روز یکشنبه را جایگزین روز شنبه یا "شبات" کردند که مطابق شریعت یهود، روز استراحت مذهبی یهودیان بود. بدینسان روز فصح از عید قیام مسیح مجزا گردید.
بدین ترتیب اولین یکشنبه بعد از برآمدن ماه کامل (بدر) پس از رسیدن خورشید به برج حمل را روز قیام دانستند، که میتواند میان سوم فروردین تا آخر فروردین (۲۲ مارس تا ۲۵ آوریل) قرار گیرد. از اینرو زمان عید پاک ثابت نیست و هر سال میان ۲۲ مارس تا ۲۵ آوریل تغییر میکند، ولی آنچه درباره این عید جالب است همزمانی این جشن با آغاز بهار و نوروز ما ایرانیان است.
عنوان "پاک" برخلاف آنچه برخی تصور میکنند، ربطی به "پاکی" و "تمییزی" ندارد، بلکه ترجمه فرانسوی عید قیام است. واژه فرانسوی "پاک" نیز خود از واژه لاتین "پاسخا" (Paskha) مشتق شده است که ریشهاش همان واژه عبری "پسَح"، مهمترین عید یهودیان است. علت این است که مصلوب شدن عیسی مسیح در هفتهای اتفاق افتاد که یهودیان بره پسح یا فصح را به یادبود خروج قوم یهود از اسارت مصر قربانی میکردند. درست همانطور که در شب واقعۀ پسح خون بره که بر سر در منازل قوم خدا پاشیده شده بود سبب رهایی آنان گردید، در واقعه صلیب و قیام مسیح نیز خون بره خدا سبب رهایی و رستگاری قوم جدید خدا شد.
در این مورد واژه انگلیسی Easter دو نظریه متفاوت وجود دارد. برخی از محققین آن را برگرفته از لغت Easter میدانند که نام الهۀ نور یا بهار در میان اقوام آنگلوساکسون بود. آنگلوساکسونها این الهه را مظهر نور در حال تزاید میدانستند که نوید دهندۀ رسیدن بهار و آغاز سال بود. به همین دلیل امروزه در آلمان جشنی سنتی به نام Ester وجود دارد که در آن مردم تخممرغهای قرمز رنگ به نشانۀ تولد دوباره به یکدیگر میدهند. برخی دیگر معتقدند که عنوان Easter از لغت Eostarun در زبان قدیمی آلمان به معنی "فجر" یا "سپیده دم" آمده است. شبیه همین لغت در زبان آلمان قدیم به معنی "سفید" نیز هست. جالب است که عید قیام از دیرباز روزی "سفید" دانسته میشد چون مسیحیانی که در این روز برای اولین بار غسل تعمید میگرفتند، به مناسبت جشن قیام مسیح جامههایی سفید میپوشیدند.
مسیحیان نخستین، که در جامعهای یهودی میزیستند، جشن رستاخیز مسیح را همزمان با مراسم عید فصح برپا میکردند.
روز یکشنبه برای اولین بار از سوی شورای نیقیه در سال ۳۲۵ میلادی رسماً بهعنوان روز قیام مسیح معرفی شد و بدین ترتیب مسیحیان روز یکشنبه را جایگزین روز شنبه یا "شبات" کردند که مطابق شریعت یهود، روز استراحت مذهبی یهودیان بود. بدینسان روز فصح از عید قیام مسیح مجزا گردید.
بدین ترتیب اولین یکشنبه بعد از برآمدن ماه کامل (بدر) پس از رسیدن خورشید به برج حمل را روز قیام دانستند، که میتواند میان سوم فروردین تا آخر فروردین (۲۲ مارس تا ۲۵ آوریل) قرار گیرد. از اینرو زمان عید پاک ثابت نیست و هر سال میان ۲۲ مارس تا ۲۵ آوریل تغییر میکند، ولی آنچه درباره این عید جالب است همزمانی این جشن با آغاز بهار و نوروز ما ایرانیان است.
عنوان "پاک" برخلاف آنچه برخی تصور میکنند، ربطی به "پاکی" و "تمییزی" ندارد، بلکه ترجمه فرانسوی عید قیام است. واژه فرانسوی "پاک" نیز خود از واژه لاتین "پاسخا" (Paskha) مشتق شده است که ریشهاش همان واژه عبری "پسَح"، مهمترین عید یهودیان است. علت این است که مصلوب شدن عیسی مسیح در هفتهای اتفاق افتاد که یهودیان بره پسح یا فصح را به یادبود خروج قوم یهود از اسارت مصر قربانی میکردند. درست همانطور که در شب واقعۀ پسح خون بره که بر سر در منازل قوم خدا پاشیده شده بود سبب رهایی آنان گردید، در واقعه صلیب و قیام مسیح نیز خون بره خدا سبب رهایی و رستگاری قوم جدید خدا شد.
در این مورد واژه انگلیسی Easter دو نظریه متفاوت وجود دارد. برخی از محققین آن را برگرفته از لغت Easter میدانند که نام الهۀ نور یا بهار در میان اقوام آنگلوساکسون بود. آنگلوساکسونها این الهه را مظهر نور در حال تزاید میدانستند که نوید دهندۀ رسیدن بهار و آغاز سال بود. به همین دلیل امروزه در آلمان جشنی سنتی به نام Ester وجود دارد که در آن مردم تخممرغهای قرمز رنگ به نشانۀ تولد دوباره به یکدیگر میدهند. برخی دیگر معتقدند که عنوان Easter از لغت Eostarun در زبان قدیمی آلمان به معنی "فجر" یا "سپیده دم" آمده است. شبیه همین لغت در زبان آلمان قدیم به معنی "سفید" نیز هست. جالب است که عید قیام از دیرباز روزی "سفید" دانسته میشد چون مسیحیانی که در این روز برای اولین بار غسل تعمید میگرفتند، به مناسبت جشن قیام مسیح جامههایی سفید میپوشیدند.
آداب و رسوم
گرچه آداب و مراسم مذهبی این مراسم هر سال کمرنگ تر میشود، اما مسیحیان این مراسم را همراه با آیین و مناسک خاصی برگزار میکردند. یکی از این مراسم که هنوز هم میان بسیاری از مسیحیان رعایت میشود، روزه داری است که البته در میان باورهای مختلف مسیحی از روزه داری تا پرهیز از پرخوری یا پرهیز از خوردن گوشت تغییر میکند. این روزها همچنین روزهای مقدسی برای توبه از گناهان نیز به شمار میرود. اما آنچه امروزه در بیشتر کشورهای غربی و مسیحی از عید پاک به جا مانده خانه تکانی، آشپزی و تدارک برای میهمانی عید پاک است. رنگ کردن تخم مرغها نیز یکی دیگر از این آیینها میباشد.
مراسم عید پاک، معمولاً از یک هفته قبل و به نام هفته پاک یا هفته مقدس شروع میشود. به ایمانداران توصیه میشود که این روزها را با روزهداری، امساک، پارسایی و پرهیزکاری طی کنند.
هفته پاک با روز "یکشنبه نخل" شروع میشود، که ششمین و آخرین یکشنبه از ایام توبه و روزه است. مطابق با کتاب مقدس، در آخرین یکشنبه پیش از عید پاک، مسیح پیروزمندانه وارد اورشلیم شد، در حالیکه پیروان او مسیر حرکت او را با شاخ و برگ درخت نخل فرش کرده بودند. از اینرو به یکشنبه نخل معروف شده است.
"جمعه نیک" یا "جمعه صلیب"، روزی است که مسیح به صلیب کشیده شد، برخی از ایمانداران در این روز معمولاً از خوردن گوشت خود داری میکنند. این روز در اکثر کشورهاى مسیحى تعطیل عمومى است.
روز شنبه را، که به "شنبه مقدس" معروف است،، ایمانداران معمولا به عبادت و تأمل و خویشتنداری برگزار میکنند.
روز یکشنبه که همان روز قیام مسیح است در همه خانهها جشن برگزار میشود، که با شادمانی و بزم همراه است. غذای اصلی در این روز معمولاً از گوشت بره است.
گرچه آداب و مراسم مذهبی این مراسم هر سال کمرنگ تر میشود، اما مسیحیان این مراسم را همراه با آیین و مناسک خاصی برگزار میکردند. یکی از این مراسم که هنوز هم میان بسیاری از مسیحیان رعایت میشود، روزه داری است که البته در میان باورهای مختلف مسیحی از روزه داری تا پرهیز از پرخوری یا پرهیز از خوردن گوشت تغییر میکند. این روزها همچنین روزهای مقدسی برای توبه از گناهان نیز به شمار میرود. اما آنچه امروزه در بیشتر کشورهای غربی و مسیحی از عید پاک به جا مانده خانه تکانی، آشپزی و تدارک برای میهمانی عید پاک است. رنگ کردن تخم مرغها نیز یکی دیگر از این آیینها میباشد.
مراسم عید پاک، معمولاً از یک هفته قبل و به نام هفته پاک یا هفته مقدس شروع میشود. به ایمانداران توصیه میشود که این روزها را با روزهداری، امساک، پارسایی و پرهیزکاری طی کنند.
هفته پاک با روز "یکشنبه نخل" شروع میشود، که ششمین و آخرین یکشنبه از ایام توبه و روزه است. مطابق با کتاب مقدس، در آخرین یکشنبه پیش از عید پاک، مسیح پیروزمندانه وارد اورشلیم شد، در حالیکه پیروان او مسیر حرکت او را با شاخ و برگ درخت نخل فرش کرده بودند. از اینرو به یکشنبه نخل معروف شده است.
"جمعه نیک" یا "جمعه صلیب"، روزی است که مسیح به صلیب کشیده شد، برخی از ایمانداران در این روز معمولاً از خوردن گوشت خود داری میکنند. این روز در اکثر کشورهاى مسیحى تعطیل عمومى است.
روز شنبه را، که به "شنبه مقدس" معروف است،، ایمانداران معمولا به عبادت و تأمل و خویشتنداری برگزار میکنند.
روز یکشنبه که همان روز قیام مسیح است در همه خانهها جشن برگزار میشود، که با شادمانی و بزم همراه است. غذای اصلی در این روز معمولاً از گوشت بره است.
خرگوش و تخم مرغهای رنگی عید پاک
خرگوش عید پاک که به خرگوش بهار شهرت داد در بخشهایی از ایالات متحده به عنوان خرگوش اساطیری که در روز عید پاک به کودکان هدیه میدهند شناخته شده است و ریشه آن به فرهنگهای اروپای غربی باز میگردد. فرهنگ ارائه تخم مرغ توسط یک خرگوش از سوی پروتستانهای آلمان به وجود آمده که میخواستند از سنت خوردن تخم مرغ رنگی کاتولیکها در روز عید پاک پرهیز کنند و از سویی هم نمیخواستند فرزندان خود را با سنتهای روزه داری کاتولیک آشنا کنند؛ چرا که در مذهب کاتولیک مسیحیت خوردن تخم مرغ در ایام روزه ممنوع بود به همین دلیل تخم مرغ در روز عید پاک فراوان بود. از اینرو، ایده خرگوشی که تخم مرغ به کودکان هدیه میدهد توسط مهاجران آلمانی به ایالات متحده راه یافت. هم اکنون در برخی از ایالتهای آمریکا، بزرگسالان تخم مرغ رنگیها را پنهان میکنند تا کودکان آنها را پیدا کنند و در برخی دیگر از ایالتها تخم مرغهای عید پاک را هدیه خرگوش میدانند.
در کل خرگوش نماد زایش و باروری است، زیرا خرگوش حیوانی چالاک است که در آغاز بهار در حال زاد و ولد است.
تخم مرغ عید پاک، تخم مرغهای ویژهای هستند که غالباً بهمنظور جشن گرفتن عید پاک یا آغاز بهار هدیه داده میشوند. تخممرغ نشانگر زایش دوبارهٔ زمین در جشنهای بهاری است.
روزهای هفته پاک یا مقدس بدین شرح است؛ یكشنبه روز نخل، دوشنبه هفته مقدس، سه شنبه هفته مقدس، چهار شنبه هفته مقدس، پنجشنبه روز انعام، جمعه نیکو یا جمعه صلیب، شنبه شب عید پاک و یکشنبه روز عید پاک محسوب میشود.
خرگوش عید پاک که به خرگوش بهار شهرت داد در بخشهایی از ایالات متحده به عنوان خرگوش اساطیری که در روز عید پاک به کودکان هدیه میدهند شناخته شده است و ریشه آن به فرهنگهای اروپای غربی باز میگردد. فرهنگ ارائه تخم مرغ توسط یک خرگوش از سوی پروتستانهای آلمان به وجود آمده که میخواستند از سنت خوردن تخم مرغ رنگی کاتولیکها در روز عید پاک پرهیز کنند و از سویی هم نمیخواستند فرزندان خود را با سنتهای روزه داری کاتولیک آشنا کنند؛ چرا که در مذهب کاتولیک مسیحیت خوردن تخم مرغ در ایام روزه ممنوع بود به همین دلیل تخم مرغ در روز عید پاک فراوان بود. از اینرو، ایده خرگوشی که تخم مرغ به کودکان هدیه میدهد توسط مهاجران آلمانی به ایالات متحده راه یافت. هم اکنون در برخی از ایالتهای آمریکا، بزرگسالان تخم مرغ رنگیها را پنهان میکنند تا کودکان آنها را پیدا کنند و در برخی دیگر از ایالتها تخم مرغهای عید پاک را هدیه خرگوش میدانند.
در کل خرگوش نماد زایش و باروری است، زیرا خرگوش حیوانی چالاک است که در آغاز بهار در حال زاد و ولد است.
تخم مرغ عید پاک، تخم مرغهای ویژهای هستند که غالباً بهمنظور جشن گرفتن عید پاک یا آغاز بهار هدیه داده میشوند. تخممرغ نشانگر زایش دوبارهٔ زمین در جشنهای بهاری است.
روزهای هفته پاک یا مقدس بدین شرح است؛ یكشنبه روز نخل، دوشنبه هفته مقدس، سه شنبه هفته مقدس، چهار شنبه هفته مقدس، پنجشنبه روز انعام، جمعه نیکو یا جمعه صلیب، شنبه شب عید پاک و یکشنبه روز عید پاک محسوب میشود.
سنتهای روز عید پاک
کلیساها مراسم مختلفی را در روز عید پاک برگزار میکنند که این مراسم در کلیساهای غربی و شرقی با یکدیگر تفاوت دارد.
کلیساها مراسم مختلفی را در روز عید پاک برگزار میکنند که این مراسم در کلیساهای غربی و شرقی با یکدیگر تفاوت دارد.
عید پاک در غرب
جشن عید پاک به شیوههای مختلفی در میان مسیحیان غربی برگزار میشود. مراسم سنتی و عبادی عید پاک در میان کاتولیک ها، لوتریها و انگلیکنها از شنبه مقدس با مراسم شامگاهی عید پاک آغاز شده که به عنوان مهمترین عبادت سال محسوب میشود. این مراسم در تاریکی مطلق که در آن تنها یک شمع به نماد بلند شدن مسیح از دنیای مردگان روشن میشود و دعای ویژه عید پاک منسوب به "سنت آمروس" قرائت میشود. پیش از این مراسم بخشهایی از عهد قدیم قرائت میشود که عمدتاً داستان آفرینش، قربانی اسحاق، گذشتن از دریای سرخ و پیش بینی ظهور مسیح از عهد قدیم کتاب مقدس انتخاب میشود. این بخش از مراسم روز عید پاک با سرود روحانی حمد خداوند و قرائتهای از رستاخیر در انجیل به نقطه اوج خود میرسد. موعظه پس از قرائت انجیل نیز از برنامههای این روز محسوب میشود. در قدیم، عید پاک به عنوان مناسب ترین زمان برای تعمید محسوب میشد که اکنون این سنت تنها در کلیسای کاتولیک رم صورت میگیرد. مراسم شامگاهی عید پاک با برگزاری عشای ربانی خاتمه مییابد. مراسم دیگر عید پاک در روز یکشنبه برگزار میشود. برخی از کلیساها ترجیح میدهند این مراسم شبانگاهی را در ساعات اولیه صبح یکشنبه برگزار کنند، البته تا شنبه شب، برخی از کلیساها نیز پیش از روشن کردن شمع به قرائت عهد قدیم میپردازند.
جشن عید پاک به شیوههای مختلفی در میان مسیحیان غربی برگزار میشود. مراسم سنتی و عبادی عید پاک در میان کاتولیک ها، لوتریها و انگلیکنها از شنبه مقدس با مراسم شامگاهی عید پاک آغاز شده که به عنوان مهمترین عبادت سال محسوب میشود. این مراسم در تاریکی مطلق که در آن تنها یک شمع به نماد بلند شدن مسیح از دنیای مردگان روشن میشود و دعای ویژه عید پاک منسوب به "سنت آمروس" قرائت میشود. پیش از این مراسم بخشهایی از عهد قدیم قرائت میشود که عمدتاً داستان آفرینش، قربانی اسحاق، گذشتن از دریای سرخ و پیش بینی ظهور مسیح از عهد قدیم کتاب مقدس انتخاب میشود. این بخش از مراسم روز عید پاک با سرود روحانی حمد خداوند و قرائتهای از رستاخیر در انجیل به نقطه اوج خود میرسد. موعظه پس از قرائت انجیل نیز از برنامههای این روز محسوب میشود. در قدیم، عید پاک به عنوان مناسب ترین زمان برای تعمید محسوب میشد که اکنون این سنت تنها در کلیسای کاتولیک رم صورت میگیرد. مراسم شامگاهی عید پاک با برگزاری عشای ربانی خاتمه مییابد. مراسم دیگر عید پاک در روز یکشنبه برگزار میشود. برخی از کلیساها ترجیح میدهند این مراسم شبانگاهی را در ساعات اولیه صبح یکشنبه برگزار کنند، البته تا شنبه شب، برخی از کلیساها نیز پیش از روشن کردن شمع به قرائت عهد قدیم میپردازند.
عید پاک در شرق
عید پاک مهمترین و بنیادی ترین عید ارتدکس شرقی محسوب میشود و دیگر مراسم دینی چون کریسمس در تقویم ارتدکس شرقی از درجه دوم اهمیت برخوردار است. این امر بیشتر در فرهنگ کشورهایی به چشم میخورد که به صورت سنتی اکثریت جمعیت آنها را ارتدکسها تشکیل دادهاند. برخی از تحلیلگران مسیحیت سنتهای کلیساهای شرقی را اصلی و غنی توصیف میکنند و از سوی دیگر سنتهایی را که زمان عید کریسمس اجرا میشود را اصولا منسوب به کشورهای غربی چون آلمان یا ایالات متحده آمریکا میدانند. البته این امر بدان معنا نیست که کریسمس و دیگرمراسم عبادی در تقویم دینی مسیحیت نادیده انگاشته میشود، بلکه این رویدادها نیز در جای خود از اهمیت بسیاری برخوردار است، نقطه اوج مراسم دینی مسیحیت روز رستاخیر مسیح محسوب میشود. عید پاک تحقق هدف رسالت مسیح بر زمین است و این امر در سرودهای روحانی که در این روزخوانده میشود نیز مورد تأکید قرار میگیرد. علاوه بر روزه گرفتن، صدقه دادن و دعا کردن، مسیحیان ارتدکس باید از تمام فعالیتهای اضافه پرهیز کنند. بر اساس سنتهای ارتدکس، در عصر روز شنبه مقدس پس از ساعت ۱۱ شب مراسم آغاز میشود و تمام چراغها و روشناییهای ساختمان کلیسا خاموش میشود و تنها یک شعله کوچک در محراب روشن میشود و یا اینکه در ابتدا شبان شمع خود را روشن کرده و پس از آن شمعهای شماسان را روشن میکند و آنها نیز شمعهای شرکت کنندگان در کلیسا را روشن خواهند کرد. درست زمان نیمه شب مراسم دعای ویژه صبح برگزار میشود. سهیم شدن در غذای خود با دیگران نیز از رسوم این ایام محسوب میشود. روز پس از شنبه مقدس که روز عید پاک محسوب میشود هیچ مراسم عبادی برگزار نمیشود؛ چرا که مراسم آن روز در ساعات اولیه بامدادی به اتمام رسیده است، اما عصر عید پاک مراسم دعای عصرگاهی و سهیم کردن دیگران در یک وعده غذایی برگزار میشود. در این مراسم که در طول چند قرن اخیر به یک رسم تبدیل شده کشیش و دیگر حاضران در کلیسا یک بخش از انجیل یوحنا را به هر زبانی که میتوانند قرائت میکنند. هفتهای که پس از یکشنبه عید پاک میآید به هفته روشن شهرت دارد که روزه گرفتن ممنوع اعلام شده است و مسیحیان زمان دیدار با یکدیگر میگویند مسیح برخاسته است و در پاسخ میشنوند که او به راستی برخاسته است.
عید پاک مهمترین و بنیادی ترین عید ارتدکس شرقی محسوب میشود و دیگر مراسم دینی چون کریسمس در تقویم ارتدکس شرقی از درجه دوم اهمیت برخوردار است. این امر بیشتر در فرهنگ کشورهایی به چشم میخورد که به صورت سنتی اکثریت جمعیت آنها را ارتدکسها تشکیل دادهاند. برخی از تحلیلگران مسیحیت سنتهای کلیساهای شرقی را اصلی و غنی توصیف میکنند و از سوی دیگر سنتهایی را که زمان عید کریسمس اجرا میشود را اصولا منسوب به کشورهای غربی چون آلمان یا ایالات متحده آمریکا میدانند. البته این امر بدان معنا نیست که کریسمس و دیگرمراسم عبادی در تقویم دینی مسیحیت نادیده انگاشته میشود، بلکه این رویدادها نیز در جای خود از اهمیت بسیاری برخوردار است، نقطه اوج مراسم دینی مسیحیت روز رستاخیر مسیح محسوب میشود. عید پاک تحقق هدف رسالت مسیح بر زمین است و این امر در سرودهای روحانی که در این روزخوانده میشود نیز مورد تأکید قرار میگیرد. علاوه بر روزه گرفتن، صدقه دادن و دعا کردن، مسیحیان ارتدکس باید از تمام فعالیتهای اضافه پرهیز کنند. بر اساس سنتهای ارتدکس، در عصر روز شنبه مقدس پس از ساعت ۱۱ شب مراسم آغاز میشود و تمام چراغها و روشناییهای ساختمان کلیسا خاموش میشود و تنها یک شعله کوچک در محراب روشن میشود و یا اینکه در ابتدا شبان شمع خود را روشن کرده و پس از آن شمعهای شماسان را روشن میکند و آنها نیز شمعهای شرکت کنندگان در کلیسا را روشن خواهند کرد. درست زمان نیمه شب مراسم دعای ویژه صبح برگزار میشود. سهیم شدن در غذای خود با دیگران نیز از رسوم این ایام محسوب میشود. روز پس از شنبه مقدس که روز عید پاک محسوب میشود هیچ مراسم عبادی برگزار نمیشود؛ چرا که مراسم آن روز در ساعات اولیه بامدادی به اتمام رسیده است، اما عصر عید پاک مراسم دعای عصرگاهی و سهیم کردن دیگران در یک وعده غذایی برگزار میشود. در این مراسم که در طول چند قرن اخیر به یک رسم تبدیل شده کشیش و دیگر حاضران در کلیسا یک بخش از انجیل یوحنا را به هر زبانی که میتوانند قرائت میکنند. هفتهای که پس از یکشنبه عید پاک میآید به هفته روشن شهرت دارد که روزه گرفتن ممنوع اعلام شده است و مسیحیان زمان دیدار با یکدیگر میگویند مسیح برخاسته است و در پاسخ میشنوند که او به راستی برخاسته است.
شستن پای یکدیگر Washing of Feet
www.isamasih1.blogspot.fi
شستن پای یکدیگر Washing of Feet
شستن پای یکدیگر مراسمی روحانیست که درس فروتنی را به ما میآموزد به این صورت که غرور ما را برداشته و محبت به اعضای بدن مسیح را در قلب ما افزایش میدهد. در خصوص شستن پاها هیچ حکمی در کتاب مقدس داده نشده است. صرفا در کتاب اول تیموتائوس ۵: ۱۰ به این مراسم اشاره شده است.
شستن پای یکدیگر مراسمی روحانیست که درس فروتنی را به ما میآموزد به این صورت که غرور ما را برداشته و محبت به اعضای بدن مسیح را در قلب ما افزایش میدهد. در خصوص شستن پاها هیچ حکمی در کتاب مقدس داده نشده است. صرفا در کتاب اول تیموتائوس ۵: ۱۰ به این مراسم اشاره شده است.
تاریخچه
اغلب سفرها در دوران قدیم با پا انجام میشد. مردم غالبا صندلها و دمپاییهای باز میپوشیدند . به محض رسیدن به مقصد بعد از سفر در جادههای گرم و خاکی ضروری ترین و متبوع ترین کار شستن پاها بود . شستن پا عنصری از نظافت و مهمان نوازی محسوب میشد.
شستن پا را یا خود فرد با آبی که میزبان فراهم میکرد انجام میداد یا پایین ترین خدمتکار خانه این کار را به عهده میگرفت.
عیسی مسیح در شام آخر، در نقش خادم پای شاگردان را شست. او این کار را به عنوان نمونه و الگویی برای شاگردان خود انجام داد.
شاگردان بر سر تصمیم گیری بر اینکه چه کسی برترین است جدل میکردند تا مقام رهبری را در ملکوت خدا صاحب شوند. تمرکز آنان بر خود بود، نه بر مسیح و یکدیگر، ده شاگرد از کار یوحنا و یعقوب در مورد دستیابی به مکانی بالا در ملکوت خدا دل آزرده شدند.
مسیح با شستن پای شاگردان به آنان آموخت که رهبر حقیقی یک خادم حقیقیست. برای نمایش این امر نقش کوچکترین خادم را به خود گرفت. او این درس را به آنان آموخت که ملکوت خدا با سلطنت زمینی شباهتی ندارد. در حکومت زمینی یک رهبر بالاترین است و همه به او خدمت میکنند. ولی در ملکوت آسمانی مسیح، رهبران باید خادم باشند. او به ایشان آموخت که محبت به یکدیگر مهم تر از دستیابی به مقام است.
اغلب سفرها در دوران قدیم با پا انجام میشد. مردم غالبا صندلها و دمپاییهای باز میپوشیدند . به محض رسیدن به مقصد بعد از سفر در جادههای گرم و خاکی ضروری ترین و متبوع ترین کار شستن پاها بود . شستن پا عنصری از نظافت و مهمان نوازی محسوب میشد.
شستن پا را یا خود فرد با آبی که میزبان فراهم میکرد انجام میداد یا پایین ترین خدمتکار خانه این کار را به عهده میگرفت.
عیسی مسیح در شام آخر، در نقش خادم پای شاگردان را شست. او این کار را به عنوان نمونه و الگویی برای شاگردان خود انجام داد.
شاگردان بر سر تصمیم گیری بر اینکه چه کسی برترین است جدل میکردند تا مقام رهبری را در ملکوت خدا صاحب شوند. تمرکز آنان بر خود بود، نه بر مسیح و یکدیگر، ده شاگرد از کار یوحنا و یعقوب در مورد دستیابی به مکانی بالا در ملکوت خدا دل آزرده شدند.
مسیح با شستن پای شاگردان به آنان آموخت که رهبر حقیقی یک خادم حقیقیست. برای نمایش این امر نقش کوچکترین خادم را به خود گرفت. او این درس را به آنان آموخت که ملکوت خدا با سلطنت زمینی شباهتی ندارد. در حکومت زمینی یک رهبر بالاترین است و همه به او خدمت میکنند. ولی در ملکوت آسمانی مسیح، رهبران باید خادم باشند. او به ایشان آموخت که محبت به یکدیگر مهم تر از دستیابی به مقام است.
مراسم کلیسایی
به منظور تفهیم این مطلب که خادمی پایه و اساس هر رهبری میباشد برخی از کلیساها اقدام به شستن پای یکدیگر میکنند و معمولا این مراسم همراه با آیین شام خداوند است. این مراسم جهت ایجاد اتحاد و محبت بیشتر در مابین اعضای کلیسا به انجام رسیده و همراه با دعای برکت است.
به منظور تفهیم این مطلب که خادمی پایه و اساس هر رهبری میباشد برخی از کلیساها اقدام به شستن پای یکدیگر میکنند و معمولا این مراسم همراه با آیین شام خداوند است. این مراسم جهت ایجاد اتحاد و محبت بیشتر در مابین اعضای کلیسا به انجام رسیده و همراه با دعای برکت است.
شام خداوند Lords Supper
www.isamasih1.blogspot.com
شام خداوند Lords Supper
آخرین شامی که عیسای مسیح با شاگردان خود قبل از تسلیم شدن و مصلوب شدن خورد را شام خداوند میگویند. شام خداوند، حکم خداوند است، که در طی آن، ایمانداران گرد هم آمده، نان خورده و پیالۀ خداوند را مینوشند. نان، به نشانۀ بدن مسیح، که برای قومش فدا شد؛ و پیالۀ خداوند، به نشانۀ عهد جدید در خون مسیح است. ما آن را به یادبود خداوند بجا میآوریم؛ و بدین ترتیب، تا بازگشت دوبارهاش، مرگ او را اعلام مینماییم. کسانی که این حکم را به شایستگی بجا آورند، نه از نظر جسمانی، بلکه به لحاظ روحانی، در بدن و خون مسیح شریک میگردند؛ و به واسطۀ ایمان، از برکاتی که مسیح با مرگش مهیا نمود، جان خود را قوت بخشیده، و بدین ترتیب، در فیض رشد مینمایند.
شام خداوند، یک روز پیش از مصلوب شدن مسیح، و برای نخستین بار توسط وی مقرر شد. این شام، شام فصح بود که در آخرین هفته زندگی بشری عیسی در عید فصح خورده میشد.
با بررسی چهار روایتی که در اناجیل متی، مرقس، لوقا و اول قرنتیان در مورد شام خداوند وجود دارد، در مییابیم که هیچ یک از آنها به تنهایی تمام سخنان عیسی را در این مورد در بر ندارند. اما با ترکیب هر چهار روایت، میتوانیم شرح جامعی از این رویداد را داشته باشیم.
عیسی تعلیم نمیدهد که مسیحیان به چه فواصلی شام خداوند را باید برگزار کنند. آیین شام خداوند در بعضی کلیساها ماهی ۱ بار یا دو بار یا هر هفته اجرا میشود. زمان بندی خاصی برای شام خداوند وجود ندارد.
دو نوع مراسم و آیین الزامی را خود خداوند به کلیسا داده است به این علت که بسیار مهم است ، یکی آیین مراسم تعمید و دیگری شام خداوند است.
در این مراسم برکت و رحمتهای روحانی زیادی وجود دارد که ما به عنوان یک ایماندار باید دانسته در این مراسم شرکت کنیم.
این آیین در مورد مرگ مسیح و نجات و عهد جدید صحبت میکند این یک آیین مقدس و پر از مفاهیم روحانی است.
در کتاب مقدس در جایهای زیادی از این مراسم یاد شده در اناجیل توسط خود عیسای مسیح و در قرنتیان توسط پولس.
پایه "عهد جدید" بر روی میز رحمت خداوند و در مراسم شام خداوند گذاشته شد. این آخرین و بزرگترین عهدی بود که خداوند با نژاد بشر برقرار ساخت که بواسطه مرگ و قیام پسر خداوند، عیسی مسیح فراهم گردید (ارمیا ۳۱: ۳۱-۳۴؛ عبرانیان ۸: ۷-۱۳).
نان و شراب نمادی از بدن و خون عیسی مسیح هستند. شکستن نان نمادی است از جسم عیسی که روی صلیب کشته شد و ریختن شراب نمادی است از خون عیسی که در هنگام مصلوب شدنش بر روی صلیب ریخته شد. آنها به صورت نمادین بیانگر مرگ عیسای مسیح هستند به عنوان یک قربانی برای نجات تمامی جهانیان.
شام خداوند صرفا نشانه یا نمادی نیست که در گذشته اتفاق افتاده باشد. شام خداوند همچنین مُهر تاییدی از کار کامل محبت و فیض خدا در زمان حال است. مُهر تاییدی است است که به مسیحیان یقین میبخشد که کار کامل مسیح بر روی صلیب در زمان حال به آنها تعلق دارد و ضمانت میکند که گناهانشان کفاره شده و آنها فدیه شده و عادل شمرده شدهاند. شام خداوند فقط یادبود مرگ خداوند نیست، بلکه ارتباطی است با مسیح قیام کرده که در آن او حیات روحانی مسیحیان را تغذیه و احیا کرده و تقویت میکند.
انجام یا عدم انجام شام خداوند، میزان ایمان ما را نمیسنجد و انجام دادن و یا ندادن آن نشانۀ ایماندار بودن شخص نیست. همچنین انجام دادن یا ندادن آن اساس ایمان مسیحی نیست.
آخرین شامی که عیسای مسیح با شاگردان خود قبل از تسلیم شدن و مصلوب شدن خورد را شام خداوند میگویند. شام خداوند، حکم خداوند است، که در طی آن، ایمانداران گرد هم آمده، نان خورده و پیالۀ خداوند را مینوشند. نان، به نشانۀ بدن مسیح، که برای قومش فدا شد؛ و پیالۀ خداوند، به نشانۀ عهد جدید در خون مسیح است. ما آن را به یادبود خداوند بجا میآوریم؛ و بدین ترتیب، تا بازگشت دوبارهاش، مرگ او را اعلام مینماییم. کسانی که این حکم را به شایستگی بجا آورند، نه از نظر جسمانی، بلکه به لحاظ روحانی، در بدن و خون مسیح شریک میگردند؛ و به واسطۀ ایمان، از برکاتی که مسیح با مرگش مهیا نمود، جان خود را قوت بخشیده، و بدین ترتیب، در فیض رشد مینمایند.
شام خداوند، یک روز پیش از مصلوب شدن مسیح، و برای نخستین بار توسط وی مقرر شد. این شام، شام فصح بود که در آخرین هفته زندگی بشری عیسی در عید فصح خورده میشد.
با بررسی چهار روایتی که در اناجیل متی، مرقس، لوقا و اول قرنتیان در مورد شام خداوند وجود دارد، در مییابیم که هیچ یک از آنها به تنهایی تمام سخنان عیسی را در این مورد در بر ندارند. اما با ترکیب هر چهار روایت، میتوانیم شرح جامعی از این رویداد را داشته باشیم.
عیسی تعلیم نمیدهد که مسیحیان به چه فواصلی شام خداوند را باید برگزار کنند. آیین شام خداوند در بعضی کلیساها ماهی ۱ بار یا دو بار یا هر هفته اجرا میشود. زمان بندی خاصی برای شام خداوند وجود ندارد.
دو نوع مراسم و آیین الزامی را خود خداوند به کلیسا داده است به این علت که بسیار مهم است ، یکی آیین مراسم تعمید و دیگری شام خداوند است.
در این مراسم برکت و رحمتهای روحانی زیادی وجود دارد که ما به عنوان یک ایماندار باید دانسته در این مراسم شرکت کنیم.
این آیین در مورد مرگ مسیح و نجات و عهد جدید صحبت میکند این یک آیین مقدس و پر از مفاهیم روحانی است.
در کتاب مقدس در جایهای زیادی از این مراسم یاد شده در اناجیل توسط خود عیسای مسیح و در قرنتیان توسط پولس.
پایه "عهد جدید" بر روی میز رحمت خداوند و در مراسم شام خداوند گذاشته شد. این آخرین و بزرگترین عهدی بود که خداوند با نژاد بشر برقرار ساخت که بواسطه مرگ و قیام پسر خداوند، عیسی مسیح فراهم گردید (ارمیا ۳۱: ۳۱-۳۴؛ عبرانیان ۸: ۷-۱۳).
نان و شراب نمادی از بدن و خون عیسی مسیح هستند. شکستن نان نمادی است از جسم عیسی که روی صلیب کشته شد و ریختن شراب نمادی است از خون عیسی که در هنگام مصلوب شدنش بر روی صلیب ریخته شد. آنها به صورت نمادین بیانگر مرگ عیسای مسیح هستند به عنوان یک قربانی برای نجات تمامی جهانیان.
شام خداوند صرفا نشانه یا نمادی نیست که در گذشته اتفاق افتاده باشد. شام خداوند همچنین مُهر تاییدی از کار کامل محبت و فیض خدا در زمان حال است. مُهر تاییدی است است که به مسیحیان یقین میبخشد که کار کامل مسیح بر روی صلیب در زمان حال به آنها تعلق دارد و ضمانت میکند که گناهانشان کفاره شده و آنها فدیه شده و عادل شمرده شدهاند. شام خداوند فقط یادبود مرگ خداوند نیست، بلکه ارتباطی است با مسیح قیام کرده که در آن او حیات روحانی مسیحیان را تغذیه و احیا کرده و تقویت میکند.
انجام یا عدم انجام شام خداوند، میزان ایمان ما را نمیسنجد و انجام دادن و یا ندادن آن نشانۀ ایماندار بودن شخص نیست. همچنین انجام دادن یا ندادن آن اساس ایمان مسیحی نیست.
تاریخچه
عید پسح یکی از اعیاد بزرگ یهودیان و سالروز آزادی آنها از اسارت و بردگی در مصر است. این عید همراه با مراسم پر شکوه و آوازها و نیایشها همراه بوده و برای یهودیان مرسوم است که در این ایام در کنار هم باشند و با هم غذا بخورند.
در مراسم پسح نان فطیر و چهار گیلاس یا جام شراب بنام شراب کوشر وجود داشته که دست به دست میچرخیده و هر کدام از این جامها دارای مفهوم خاصی بوده و نمایانگر و تجلی رهایی قوم یهود از دست فرعون و سرزمین مصر بوده است. نان فطیر و این جامها نمادی هستند که در ارتباط با شام خداوند قرار میگیرند.
در کتاب خروج فصل ۶: ۶-۷ به چهار مورد برخورد میکنیم:
۱ – من شما را از مصر خارج خواهم کرد.
۲ – من شما را از بندگی مصریها آزاد خواهم کرد.
۳ – من شمارا با بازوی قدرتمند و داوریهای عظیم خود، نجات خواهم داد. (یعنی شما را با قدرت خود و بلاهایی که بر مصریان وارد میکنم فدیه داده و نجات خواهم داد).
۴ – من شما را قوم خود خواهم ساخت.
مراسم با دعای برکت شروع و سپس جام اول بین تمام افراد خانواده چرخیده میشد. بزرگ خانواده یک تکه از نان فطیر را برداشته و آن را شکسته و در کناری میگذاشت.
کوچکترین فرد خانواده سپس سوال میکرد که عید پسح چیست؟ و بزرگترین فرد خانواده نیز آن را توضیح میداد.
مطمئنا در همان روز که مسیح با شاگردانش بود نیز مسیح به شاگردانش توضیح داد که پسح چیست.
قوم اسرائیل برای ۴۳۰ سال در مصر بودند و در بندگی فرعون قرار داشتند. خداوند موسی را فرستاد و ده بلا بر سر مصریان وارد آورد و آخرین بلا مرگ نخست زادگان بود.
شرح حال این رویداد در کتاب خروج ۱۲: ۶-۱۴ ثبت شده است. و ما باید بدانیم که پس از ۳۵۰۰ سال هنوز یهودیان این روز را برگزار کرده و جشن میگیرند.
سپس جام دوم که نمایانگر آزادی از بندگی مصریها بود دست به دست چرخیده میشد.
او نان را شکست و سومین جام را که جام فدیه بود دست به دست داد.
۳ – من شما را با بازوی قدرتمند و داوریهای عظیم خود، نجات خواهم داد. (یعنی شما را فدیه داده و نجات خواهم داد).
"و چون ایشان غذا میخوردند، عیسی نان را گرفته، برکت داد و پاره کرده، به شاگردان داد و گفت: «بگیرید و بخورید، این است بدن من.» ۲۷ و پیاله را گرفته، شکر نمود و بدیشان داده، گفت: «همه شما از این بنوشید، ۲۸ زیرا که این است خون من در عهد جدید که در راه بسیاری بجهت آمرزش گناهان ریخته میشود" (متی ۲۶: ۲۶-۲۸).
خداوند در روز پسح گفته بود یک بره بی عیب بگیرید و قربانی کنید و خون آن را به سر در خانه هایتان بپاشید. تا فرشته مرگ از خانههای شما عبور کند.
قربانی بره برای بخشش و پاک کردن گناه قوم اسرائیل و حفاظت آنها از مرگ به واسطه داوری خدا بر گناه بود.
این دقیقا همانند خون مسیح است که برای بخشش از گناهان و رستگاری و نجات از مرگ است. در واقع عیسی جایگزین بره پسح شد.
عیسی مسیح نشان داد که او آخرین و حقیقی ترین بره قربانی نهایی برای فدیه قوم اسرائیل است. آخرین راه بخشش گناهان.
وقتی که عیسای مسیح به قسمت آخر این شام رسید. معلوم نیست که آخرین و چهارمین جام را با شاگردانش نوشید یا خیر.
جام آخر نمایانگر و نشانه "من شما را قوم خود خواهم ساخت" بوده است. روزی تمام مسیحیان راستین در خانه خدا و در دور میز خداوند گرد هم میآیند. "اما به شما میگویم که بعد از این از میوه موْ دیگر نخواهم نوشید تا روزی که آن را با شما در ملکوت پدر خود، تازه آشامم" (متی ۲۶: ۲۹).
عید پسح یکی از اعیاد بزرگ یهودیان و سالروز آزادی آنها از اسارت و بردگی در مصر است. این عید همراه با مراسم پر شکوه و آوازها و نیایشها همراه بوده و برای یهودیان مرسوم است که در این ایام در کنار هم باشند و با هم غذا بخورند.
در مراسم پسح نان فطیر و چهار گیلاس یا جام شراب بنام شراب کوشر وجود داشته که دست به دست میچرخیده و هر کدام از این جامها دارای مفهوم خاصی بوده و نمایانگر و تجلی رهایی قوم یهود از دست فرعون و سرزمین مصر بوده است. نان فطیر و این جامها نمادی هستند که در ارتباط با شام خداوند قرار میگیرند.
در کتاب خروج فصل ۶: ۶-۷ به چهار مورد برخورد میکنیم:
۱ – من شما را از مصر خارج خواهم کرد.
۲ – من شما را از بندگی مصریها آزاد خواهم کرد.
۳ – من شمارا با بازوی قدرتمند و داوریهای عظیم خود، نجات خواهم داد. (یعنی شما را با قدرت خود و بلاهایی که بر مصریان وارد میکنم فدیه داده و نجات خواهم داد).
۴ – من شما را قوم خود خواهم ساخت.
مراسم با دعای برکت شروع و سپس جام اول بین تمام افراد خانواده چرخیده میشد. بزرگ خانواده یک تکه از نان فطیر را برداشته و آن را شکسته و در کناری میگذاشت.
کوچکترین فرد خانواده سپس سوال میکرد که عید پسح چیست؟ و بزرگترین فرد خانواده نیز آن را توضیح میداد.
مطمئنا در همان روز که مسیح با شاگردانش بود نیز مسیح به شاگردانش توضیح داد که پسح چیست.
قوم اسرائیل برای ۴۳۰ سال در مصر بودند و در بندگی فرعون قرار داشتند. خداوند موسی را فرستاد و ده بلا بر سر مصریان وارد آورد و آخرین بلا مرگ نخست زادگان بود.
شرح حال این رویداد در کتاب خروج ۱۲: ۶-۱۴ ثبت شده است. و ما باید بدانیم که پس از ۳۵۰۰ سال هنوز یهودیان این روز را برگزار کرده و جشن میگیرند.
سپس جام دوم که نمایانگر آزادی از بندگی مصریها بود دست به دست چرخیده میشد.
او نان را شکست و سومین جام را که جام فدیه بود دست به دست داد.
۳ – من شما را با بازوی قدرتمند و داوریهای عظیم خود، نجات خواهم داد. (یعنی شما را فدیه داده و نجات خواهم داد).
"و چون ایشان غذا میخوردند، عیسی نان را گرفته، برکت داد و پاره کرده، به شاگردان داد و گفت: «بگیرید و بخورید، این است بدن من.» ۲۷ و پیاله را گرفته، شکر نمود و بدیشان داده، گفت: «همه شما از این بنوشید، ۲۸ زیرا که این است خون من در عهد جدید که در راه بسیاری بجهت آمرزش گناهان ریخته میشود" (متی ۲۶: ۲۶-۲۸).
خداوند در روز پسح گفته بود یک بره بی عیب بگیرید و قربانی کنید و خون آن را به سر در خانه هایتان بپاشید. تا فرشته مرگ از خانههای شما عبور کند.
قربانی بره برای بخشش و پاک کردن گناه قوم اسرائیل و حفاظت آنها از مرگ به واسطه داوری خدا بر گناه بود.
این دقیقا همانند خون مسیح است که برای بخشش از گناهان و رستگاری و نجات از مرگ است. در واقع عیسی جایگزین بره پسح شد.
عیسی مسیح نشان داد که او آخرین و حقیقی ترین بره قربانی نهایی برای فدیه قوم اسرائیل است. آخرین راه بخشش گناهان.
وقتی که عیسای مسیح به قسمت آخر این شام رسید. معلوم نیست که آخرین و چهارمین جام را با شاگردانش نوشید یا خیر.
جام آخر نمایانگر و نشانه "من شما را قوم خود خواهم ساخت" بوده است. روزی تمام مسیحیان راستین در خانه خدا و در دور میز خداوند گرد هم میآیند. "اما به شما میگویم که بعد از این از میوه موْ دیگر نخواهم نوشید تا روزی که آن را با شما در ملکوت پدر خود، تازه آشامم" (متی ۲۶: ۲۹).
اساس تاریخی
هر سه انجیل متی (۲۶: ۲۶ به بعد)، مرقس (۱۴: ۲۲ به بعد)، و (لوقا ۲۲: ۱۴ به بعد)، به شام آخری اشاره نمودهاند، که عیسی در شب پیش از مرگش، به همراه شاگردانش صرف نمود. هر یک از آنها چنین شرح میدهند که عیسی با شکرگزاری، و برکت دادن نان و پیاله، آنها را بین شاگردانش تقسیم نموده، و به ایشان خاطرنشان ساخت که این نان، بدن اوست؛ و این پیاله، خون از عهد، یا به عبارتی، عهد تازه در خون اوست. عیسی در لوقا ۲۲: ۱۹ میفرماید: «این را به یاد من بهجا آرید.» انجیل یوحنا به طور خاص به آن خوردن و نوشیدن اشاره نمیکند، بلکه به آنچه در آن شامگاه روی داد؛ و به تعالیمی که داده شد، میپردازد.
تا جایی که به ثبت رسیده و ما از آن آگاه هستیم، میتوانیم بگوییم که کلیسای اولیه، همان گفتۀ عیسی را به جا میآورده است: ایشان به یادبود عیسی و مرگش، شام خداوند را بهجای میآوردند. رسالات پولس، نخستین شهادتهایی هستند که امروزه در دسترس ما قرار دارند. او در رسالۀ اول قرنتیان ۱۱: ۲۰، به رویدادی در حیات کلیسا اشاره میکند، که «شام خداوند» نامیده میشود؛ و احتمالاً از آن جهت «شام خداوند» خوانده میشود، که خداوند عیسی، خود آن را بنیاد نهاد و مقرر نمود؛ ضمن اینکه معنای آن، دقیقاً مرگ خداوند را یادآوری نموده و آن را گرامی میدارد. پولس در اول قرنتیان ۱۱: ۲۳-۲۴ میگوید: «من از خداوند یافتم، آنچه به شما نیز سپردم، که عیسی خداوند در شبی که او را تسلیم کردند، نان را گرفت و شکر نموده، پاره کرد و گفت: بگیرید بخورید. این است بدن من، که برای شما پاره میشود. این را به یادگاری من بهجا آرید.» عبارت «من از خداوند یافتم»، احتمالاً بدین معناست که خود خداوند برای پولس تصدیق نموده بود که آنچه دیگران دربارۀ شام آخر خاطر نشان ساختهاند، به واقع، روی داده است (پولس در شام آخر، در کنار سایر رسولان حضور نداشت).
بنابراین، منشأ تاریخی شام خداوند، به شام آخری بر میگردد که عیسی در شب پیش از مصلوب شدنش، به همراه شاگردانش صرف نمود. عملکرد و معنای این آیین، همگی ریشه در چیزی دارند که عیسی در آن شب آخر فرمود و به انجام رساند. عیسی خود منشأ شام خداوند است؛ و خود حکم نمود که از این پس، آن را بهجای آورند. او خود تمرکز اصلی و محتوای آن است.
هر سه انجیل متی (۲۶: ۲۶ به بعد)، مرقس (۱۴: ۲۲ به بعد)، و (لوقا ۲۲: ۱۴ به بعد)، به شام آخری اشاره نمودهاند، که عیسی در شب پیش از مرگش، به همراه شاگردانش صرف نمود. هر یک از آنها چنین شرح میدهند که عیسی با شکرگزاری، و برکت دادن نان و پیاله، آنها را بین شاگردانش تقسیم نموده، و به ایشان خاطرنشان ساخت که این نان، بدن اوست؛ و این پیاله، خون از عهد، یا به عبارتی، عهد تازه در خون اوست. عیسی در لوقا ۲۲: ۱۹ میفرماید: «این را به یاد من بهجا آرید.» انجیل یوحنا به طور خاص به آن خوردن و نوشیدن اشاره نمیکند، بلکه به آنچه در آن شامگاه روی داد؛ و به تعالیمی که داده شد، میپردازد.
تا جایی که به ثبت رسیده و ما از آن آگاه هستیم، میتوانیم بگوییم که کلیسای اولیه، همان گفتۀ عیسی را به جا میآورده است: ایشان به یادبود عیسی و مرگش، شام خداوند را بهجای میآوردند. رسالات پولس، نخستین شهادتهایی هستند که امروزه در دسترس ما قرار دارند. او در رسالۀ اول قرنتیان ۱۱: ۲۰، به رویدادی در حیات کلیسا اشاره میکند، که «شام خداوند» نامیده میشود؛ و احتمالاً از آن جهت «شام خداوند» خوانده میشود، که خداوند عیسی، خود آن را بنیاد نهاد و مقرر نمود؛ ضمن اینکه معنای آن، دقیقاً مرگ خداوند را یادآوری نموده و آن را گرامی میدارد. پولس در اول قرنتیان ۱۱: ۲۳-۲۴ میگوید: «من از خداوند یافتم، آنچه به شما نیز سپردم، که عیسی خداوند در شبی که او را تسلیم کردند، نان را گرفت و شکر نموده، پاره کرد و گفت: بگیرید بخورید. این است بدن من، که برای شما پاره میشود. این را به یادگاری من بهجا آرید.» عبارت «من از خداوند یافتم»، احتمالاً بدین معناست که خود خداوند برای پولس تصدیق نموده بود که آنچه دیگران دربارۀ شام آخر خاطر نشان ساختهاند، به واقع، روی داده است (پولس در شام آخر، در کنار سایر رسولان حضور نداشت).
بنابراین، منشأ تاریخی شام خداوند، به شام آخری بر میگردد که عیسی در شب پیش از مصلوب شدنش، به همراه شاگردانش صرف نمود. عملکرد و معنای این آیین، همگی ریشه در چیزی دارند که عیسی در آن شب آخر فرمود و به انجام رساند. عیسی خود منشأ شام خداوند است؛ و خود حکم نمود که از این پس، آن را بهجای آورند. او خود تمرکز اصلی و محتوای آن است.
اسامی
در کتاب مقدس از شام خداوند به چهار اسم متفاوت نام برده شده است.
۱ - در اول قرنتیان ۱۱: ۲۰ «شام خداوند» نامیده شده است. مهمانی و ضیافتی را که قرنتیان آن را انجام میدادند و از آن سؤ استفاده میکردند باید جدا از شام خداوند به حساب آورد. شام خداوند شامی نبود که ثروتمندان، فقرا را به عنوان مهمانان خود دعوت کرده و با آنها به خساست رفتار کنند.
۲ - در اول قرنتیان ۱۰: ۲۱ «مایده یا سفره خداوند» نامیده شده که از سفره شیطان جدا شده است. امتها در قرنتس عادت داشتند که بعد از آوردن قربانی برای بتها کنار سفره قربانیها مینشستند. این خوراکها را سفره دیوها مینامیدند چون قربانی به بتها در واقع قربانی کردن برای دیوها بود و خوراکهای قربانی آنها در واقع داشتن ارتباط با این دیوها بود.
۳ - در اعمال ۲: ۴۲ و ۲۰: ۷ «شکستن نانها» نامیده شده که در واقع شامل خوردن شام و شراکت در شام خداوند نیز بوده است.
۴ - در اول قرنتیان ۱۰: ۱۶ «پیاله برکت» نامیده شده که همانا شام خداوند و شکرگزاری از خداوند بوده است.
در کتاب مقدس از شام خداوند به چهار اسم متفاوت نام برده شده است.
۱ - در اول قرنتیان ۱۱: ۲۰ «شام خداوند» نامیده شده است. مهمانی و ضیافتی را که قرنتیان آن را انجام میدادند و از آن سؤ استفاده میکردند باید جدا از شام خداوند به حساب آورد. شام خداوند شامی نبود که ثروتمندان، فقرا را به عنوان مهمانان خود دعوت کرده و با آنها به خساست رفتار کنند.
۲ - در اول قرنتیان ۱۰: ۲۱ «مایده یا سفره خداوند» نامیده شده که از سفره شیطان جدا شده است. امتها در قرنتس عادت داشتند که بعد از آوردن قربانی برای بتها کنار سفره قربانیها مینشستند. این خوراکها را سفره دیوها مینامیدند چون قربانی به بتها در واقع قربانی کردن برای دیوها بود و خوراکهای قربانی آنها در واقع داشتن ارتباط با این دیوها بود.
۳ - در اعمال ۲: ۴۲ و ۲۰: ۷ «شکستن نانها» نامیده شده که در واقع شامل خوردن شام و شراکت در شام خداوند نیز بوده است.
۴ - در اول قرنتیان ۱۰: ۱۶ «پیاله برکت» نامیده شده که همانا شام خداوند و شکرگزاری از خداوند بوده است.
شرکت کنندگان در شام خداوند
در شام خداوند، ایمانداران به عیسی؛ یعنی کلیسا، که یک خانواده هستند، گرد هم میآیند. شام خداوند، برای غیر ایمانداران نیست. شاید که غیر ایمانداران در کلیسا حضور داشته باشند؛ و در واقع، ما به ایشان خوشآمد میگوییم. در شام خداوند، هیچ نکتۀ مرموزی وجود ندارد. شام خداوند، آیینی است که در حضور همگان بجا آورده میشود؛ و مفهومش برای همگان است. شام خداوند، مراسمی مرموز و بر پایۀ یک بدعت نیست، که قدرتهای جادویی در آن نهفته شده باشد. شام خداوند، پرستش جمعی اعضای کلیساست. در واقع، پولس در اول قرنتیان ۱۱: ۲۶ میگوید: «هرگاه این نان را بخورید و این پیاله را بنوشید، موت خداوند را ظاهر مینمایید، تا هنگامی که باز آید.» از اینرو، یکی از جنبههای شام خداوند، اعلام نمودن است؛ آری، آن چیزی که باید مورد توجه قرار گیرد، اعلام نمودن است، نه مخفی و پوشیده بودن.
به وضوح در اول قرنتیان ۱۱: ۱۸ از واژۀ «کلیسا» استفاده میشود «هنگامی که شما در کلیسا جمع میشوید.» کلیسا، بدن مسیح است؛ پس کسانی که در شام خداوند شرکت میکنند، ایمانداران به عیسی هستند که گرد هم میآیند.
در واقع چون کسانی که در این مراسم شرکت میکنند هم عهد با عیسای مسیح هستند پس کسانی که ایمان ندارند نباید در این مراسم شرکت کنند.
چون این میز متعلق به کسانی است که عیسای مسیح را به عنوان خداوند و نجات دهنده خود پذیرفتند و شریک بدن و خون مسیح هستند. این میز متعلق به فرزندان مسیح است. این شام مقدس در واقع یک شام و میهمانی خانوادگی است و به خانواده خداوند تعلق دارد. این شام شامی است که خود خداوند تدارک دیده و خود عیسای مسیح میزبان آن است.
شام خداوند یاد آوری محبت مسیح است. و محبت مسیح شامل همه جهانیان شد. شام خداوند یاد آوری قربانی شدن مسیح برای پاکی گناهان هر انسانی است. شرکت کنند گان باید به این امر واقف باشند نه اینکه مراسمی را انجام میدهند بلکه آنها در پیام محبت مسیح شرکت میکنند. شریک عهد مسیح میشوند. پس یا شخص به مسیح به عنوان نجات دهنده خود ایمان دارد که در این شام شرکت میکند که در واقع یاد آور پیمان مسیح با خود میشود و یا شخص به مسیح به عنوان نجات دهنده خود ایمان ندارد و نباید در این شام شرکت کند.
در شام خداوند، ایمانداران به عیسی؛ یعنی کلیسا، که یک خانواده هستند، گرد هم میآیند. شام خداوند، برای غیر ایمانداران نیست. شاید که غیر ایمانداران در کلیسا حضور داشته باشند؛ و در واقع، ما به ایشان خوشآمد میگوییم. در شام خداوند، هیچ نکتۀ مرموزی وجود ندارد. شام خداوند، آیینی است که در حضور همگان بجا آورده میشود؛ و مفهومش برای همگان است. شام خداوند، مراسمی مرموز و بر پایۀ یک بدعت نیست، که قدرتهای جادویی در آن نهفته شده باشد. شام خداوند، پرستش جمعی اعضای کلیساست. در واقع، پولس در اول قرنتیان ۱۱: ۲۶ میگوید: «هرگاه این نان را بخورید و این پیاله را بنوشید، موت خداوند را ظاهر مینمایید، تا هنگامی که باز آید.» از اینرو، یکی از جنبههای شام خداوند، اعلام نمودن است؛ آری، آن چیزی که باید مورد توجه قرار گیرد، اعلام نمودن است، نه مخفی و پوشیده بودن.
به وضوح در اول قرنتیان ۱۱: ۱۸ از واژۀ «کلیسا» استفاده میشود «هنگامی که شما در کلیسا جمع میشوید.» کلیسا، بدن مسیح است؛ پس کسانی که در شام خداوند شرکت میکنند، ایمانداران به عیسی هستند که گرد هم میآیند.
در واقع چون کسانی که در این مراسم شرکت میکنند هم عهد با عیسای مسیح هستند پس کسانی که ایمان ندارند نباید در این مراسم شرکت کنند.
چون این میز متعلق به کسانی است که عیسای مسیح را به عنوان خداوند و نجات دهنده خود پذیرفتند و شریک بدن و خون مسیح هستند. این میز متعلق به فرزندان مسیح است. این شام مقدس در واقع یک شام و میهمانی خانوادگی است و به خانواده خداوند تعلق دارد. این شام شامی است که خود خداوند تدارک دیده و خود عیسای مسیح میزبان آن است.
شام خداوند یاد آوری محبت مسیح است. و محبت مسیح شامل همه جهانیان شد. شام خداوند یاد آوری قربانی شدن مسیح برای پاکی گناهان هر انسانی است. شرکت کنند گان باید به این امر واقف باشند نه اینکه مراسمی را انجام میدهند بلکه آنها در پیام محبت مسیح شرکت میکنند. شریک عهد مسیح میشوند. پس یا شخص به مسیح به عنوان نجات دهنده خود ایمان دارد که در این شام شرکت میکند که در واقع یاد آور پیمان مسیح با خود میشود و یا شخص به مسیح به عنوان نجات دهنده خود ایمان ندارد و نباید در این شام شرکت کند.
صرف شام خداوند
شام خداوند، بسیار ساده است: خوردن نان، و نوشیدن پیاله. "نان را گرفت و شکر نموده، پاره کرد و گفت: بگیرید بخورید. این است بدن من، که برای شما پاره میشود. این را به یادگاری من بهجا آرید؛ و همچنین پیاله را نیز بعد از شام، و گفت: این پیاله، عهد جدید است در خون من. هرگاه این را بنوشید، به یادگاری من بکنید" (اول قرنتیان ۱۱: ۲۳-۲۵).
دربارۀ اینکه از چه نوع نانی استفاده شود؛ و یا اینکه چطور قسمت شود، مشخصاً به هیچ نکتۀ خاصی اشاره نشده است. تنها نکتۀ خاص، محتویات پیاله است، که در هر سه انجیل متی، مرقس، و لوقا به آن اشاره شده است: «به شما میگویم که بعد از این، از میوۀ مو دیگر نخواهم نوشید، تا روزی که آن را با شما در ملکوت پدر خود، تازه آشامم» (متی ۲۶: ۲۹؛ همچنین مرقس ۱۴: ۲۵؛ و لوقا ۲۲: ۱۸ را نیز مشاهده نمایید). پس آنچه نوشیده میشود، «میوۀ مو» میباشد. ما نباید این مقوله را به موضوعی پیچیده تبدیل کنیم که آیا شراب استفاده شود، یا آب انگور ساده. نکتهای در این آیات وجود ندارد که به یکی حکم، یا دیگری را ممنوع نماید.
عیسی همچنین نوع نان یا شرابی که باید استفاده شود را تعیین نمیکند پس بعضی مسیحیان از نان فطیر و بعضی دیگر از نان معمولی استفاده میکنند. بعضی از شراب واقعی و بعضی دیگر از شراب رقیق شده در آب و یا آب انگور استفاده میکنند. آب و شراب مهم نیستند، بلکه انگیزه و ایمان از شرکت در این مراسم مهم است.
عیسی تعلیم نمیدهد که چطور باید نان و پیاله شراب را بین مسیحیان تقسیم کرد. پس بعضی مسیحیان قبل از مراسم شام خداوند نان را به اجزای کوچکتر و شراب را به جامهای کوچک شراب تقسیم میکنند. بعضی مسیحیان هم اجازه میدهند که خود ایمانداران سهم خود را جدا کنند و در طی مراسم همه از یک جام مینوشند. تعداد نانها یا پیالههای شراب مهم نیست، بلکه مهم این است که اعضا مفهوم شام خداوند را درک کنند و با حالت درست در آن شرکت کنند. حالت درست یقینا شامل این میشود که آنها، مسیحیان دیگر را که مراسم شام خداوند را به شیوه دیگر برگزار میکنند بپذیرند و محبت کنند. در هنگام خوردن شام خداوند مسیحیان میتوانند بنشینند یا بایستند.
آنچه که باید بدان اهمیت دهیم، این است که نباید این مهم را شوخی گرفته، و نسنجیده و بیتدبیر، چیز دیگری را جایگزینش کنیم؛ گویی که گرد هم بیاییم و نان و شیرینی بخوریم و نوشابه بنوشیم. شام خداوند، شوخی نیست. ما باید این آیین را با در نظر گرفتن ارزش و اهمیتش بجا آوریم.
شام خداوند، بسیار ساده است: خوردن نان، و نوشیدن پیاله. "نان را گرفت و شکر نموده، پاره کرد و گفت: بگیرید بخورید. این است بدن من، که برای شما پاره میشود. این را به یادگاری من بهجا آرید؛ و همچنین پیاله را نیز بعد از شام، و گفت: این پیاله، عهد جدید است در خون من. هرگاه این را بنوشید، به یادگاری من بکنید" (اول قرنتیان ۱۱: ۲۳-۲۵).
دربارۀ اینکه از چه نوع نانی استفاده شود؛ و یا اینکه چطور قسمت شود، مشخصاً به هیچ نکتۀ خاصی اشاره نشده است. تنها نکتۀ خاص، محتویات پیاله است، که در هر سه انجیل متی، مرقس، و لوقا به آن اشاره شده است: «به شما میگویم که بعد از این، از میوۀ مو دیگر نخواهم نوشید، تا روزی که آن را با شما در ملکوت پدر خود، تازه آشامم» (متی ۲۶: ۲۹؛ همچنین مرقس ۱۴: ۲۵؛ و لوقا ۲۲: ۱۸ را نیز مشاهده نمایید). پس آنچه نوشیده میشود، «میوۀ مو» میباشد. ما نباید این مقوله را به موضوعی پیچیده تبدیل کنیم که آیا شراب استفاده شود، یا آب انگور ساده. نکتهای در این آیات وجود ندارد که به یکی حکم، یا دیگری را ممنوع نماید.
عیسی همچنین نوع نان یا شرابی که باید استفاده شود را تعیین نمیکند پس بعضی مسیحیان از نان فطیر و بعضی دیگر از نان معمولی استفاده میکنند. بعضی از شراب واقعی و بعضی دیگر از شراب رقیق شده در آب و یا آب انگور استفاده میکنند. آب و شراب مهم نیستند، بلکه انگیزه و ایمان از شرکت در این مراسم مهم است.
عیسی تعلیم نمیدهد که چطور باید نان و پیاله شراب را بین مسیحیان تقسیم کرد. پس بعضی مسیحیان قبل از مراسم شام خداوند نان را به اجزای کوچکتر و شراب را به جامهای کوچک شراب تقسیم میکنند. بعضی مسیحیان هم اجازه میدهند که خود ایمانداران سهم خود را جدا کنند و در طی مراسم همه از یک جام مینوشند. تعداد نانها یا پیالههای شراب مهم نیست، بلکه مهم این است که اعضا مفهوم شام خداوند را درک کنند و با حالت درست در آن شرکت کنند. حالت درست یقینا شامل این میشود که آنها، مسیحیان دیگر را که مراسم شام خداوند را به شیوه دیگر برگزار میکنند بپذیرند و محبت کنند. در هنگام خوردن شام خداوند مسیحیان میتوانند بنشینند یا بایستند.
آنچه که باید بدان اهمیت دهیم، این است که نباید این مهم را شوخی گرفته، و نسنجیده و بیتدبیر، چیز دیگری را جایگزینش کنیم؛ گویی که گرد هم بیاییم و نان و شیرینی بخوریم و نوشابه بنوشیم. شام خداوند، شوخی نیست. ما باید این آیین را با در نظر گرفتن ارزش و اهمیتش بجا آوریم.
یاد آوری در شام خداوند
جنبۀ ذهنی شام خداوند، بدین معناست که شرکت کنندگان در آن، باید ذهنشان را بر عیسی، و به ویژه بر کار تاریخی او؛ یعنی مردن برای گناهان، متمرکز نمایند. «این را به یادگاری من بهجا آرید.» ما در لحظۀ خوردن و نوشیدن، که جنبۀ فیزیکی شام خداوند است، باید «به یاد آوریم»؛ و این یاد آوری، جنبۀ ذهنی آن است. یعنی باید آگاهانه به خاطر آوریم که عیسی زیست؛ و باید به خاطر آوریم که جان داد و از مردگان برخاست؛ و باید به خاطر آوریم که مقصود کارش این بود که گناهان ما را بیامرزد.
شام خداوند، یک یاد آوری محض است؛ به این معنا که بارها و بارها به یاد آوریم که مسیحیت، معنویتی مثل جنبش «عصر جدید» نیست. مسیحیت، ارتباط با ضمیر درون نیست. مسیحیت، عرفان نیست. مسیحیت، در واقعیتهای تاریخی، ریشه دارد. عیسی به راستی زندگی کرد. او دارای جسم بود؛ و قلبی که خون را به جریان میانداخت؛ و پوستی که با زخمی شدن خونریزی میکرد. او پیش روی همگان، به جای گناهکاران، بر صلیب رومیان جان داد، تا هر که به او ایمان آورد، از غضب خدا رهایی یابد. این رویدادی بود که در گذشته، و یک بار برای همیشه در تاریخ به وقوع پیوست.
بنابراین، جنبۀ ذهنی شام خداوند، بر یاد آوری استوار است، نه بر خیالات و تصورات، نه بر خواب و رویا، نه بر حلول روح، نه بر شنیدن، و نه بر ذهن سرگردان، بلکه بر به یاد آوردن استوار است. در شام خداوند، ما آگاهانه به گذشته نگریسته، و ذهنمان را بر عیسی، و آنچه که در کتاب مقدس از او میدانیم، متمرکز مینماییم. شام خداوند، بارها و بارها ما را به جزییات تاریخ بر میگرداند؛ نان و پیاله؛ بدن و خون؛ اعدام و مرگ.
به یاد آوردن عیسای مسیح تجدید یک خاطره و نگاه کردن به یک عکس نیست. زمانی که کتاب مقدس میگوید به یاد آورید از آن روز و کاری که مسیح برای شما کرد این صرفا به یاد آوردن مرگ مسیح به عنوان یک حادثه نیست.
ما با این آگاهی اعلام میکنیم و به یاد میآوریم که عیسی مسیح به خاطر گناهان ما مصلوب شد و قیام کرد و با مشارکت با مسیح در همین امروز به شاگردان مسیح که با مسیح مشارکت داشتند، میپیوندیم.
به یاد میآوریم که ما قبل از ایمان به مسیح، محکوم به هلاکت بودیم.
جنبۀ ذهنی شام خداوند، بدین معناست که شرکت کنندگان در آن، باید ذهنشان را بر عیسی، و به ویژه بر کار تاریخی او؛ یعنی مردن برای گناهان، متمرکز نمایند. «این را به یادگاری من بهجا آرید.» ما در لحظۀ خوردن و نوشیدن، که جنبۀ فیزیکی شام خداوند است، باید «به یاد آوریم»؛ و این یاد آوری، جنبۀ ذهنی آن است. یعنی باید آگاهانه به خاطر آوریم که عیسی زیست؛ و باید به خاطر آوریم که جان داد و از مردگان برخاست؛ و باید به خاطر آوریم که مقصود کارش این بود که گناهان ما را بیامرزد.
شام خداوند، یک یاد آوری محض است؛ به این معنا که بارها و بارها به یاد آوریم که مسیحیت، معنویتی مثل جنبش «عصر جدید» نیست. مسیحیت، ارتباط با ضمیر درون نیست. مسیحیت، عرفان نیست. مسیحیت، در واقعیتهای تاریخی، ریشه دارد. عیسی به راستی زندگی کرد. او دارای جسم بود؛ و قلبی که خون را به جریان میانداخت؛ و پوستی که با زخمی شدن خونریزی میکرد. او پیش روی همگان، به جای گناهکاران، بر صلیب رومیان جان داد، تا هر که به او ایمان آورد، از غضب خدا رهایی یابد. این رویدادی بود که در گذشته، و یک بار برای همیشه در تاریخ به وقوع پیوست.
بنابراین، جنبۀ ذهنی شام خداوند، بر یاد آوری استوار است، نه بر خیالات و تصورات، نه بر خواب و رویا، نه بر حلول روح، نه بر شنیدن، و نه بر ذهن سرگردان، بلکه بر به یاد آوردن استوار است. در شام خداوند، ما آگاهانه به گذشته نگریسته، و ذهنمان را بر عیسی، و آنچه که در کتاب مقدس از او میدانیم، متمرکز مینماییم. شام خداوند، بارها و بارها ما را به جزییات تاریخ بر میگرداند؛ نان و پیاله؛ بدن و خون؛ اعدام و مرگ.
به یاد آوردن عیسای مسیح تجدید یک خاطره و نگاه کردن به یک عکس نیست. زمانی که کتاب مقدس میگوید به یاد آورید از آن روز و کاری که مسیح برای شما کرد این صرفا به یاد آوردن مرگ مسیح به عنوان یک حادثه نیست.
ما با این آگاهی اعلام میکنیم و به یاد میآوریم که عیسی مسیح به خاطر گناهان ما مصلوب شد و قیام کرد و با مشارکت با مسیح در همین امروز به شاگردان مسیح که با مسیح مشارکت داشتند، میپیوندیم.
به یاد میآوریم که ما قبل از ایمان به مسیح، محکوم به هلاکت بودیم.
مشارکت در شام خداوند
در شام خداوند چیزی فراتر از خوردن و نوشیدن و به یادآوردن باید روی دهد؛ چیزی که غیر ایمانداران و شیطان، قادر به انجامش نیستند.
"پیالۀ برکت، که آن را تبرّک میخوانیم، آیا شراکت در خون مسیح نیست؟ و نانی را که پاره میکنیم، آیا شراکت در بدن مسیح نی؟ زیرا ما که بسیاریم، یک نان و یک تن میباشیم، چون که همه از یک نان، قسمت مییابیم. اسراییل جسمانی را ملاحظه کنید! آیا خورندگان قربانیها، شریک قربانگاه نیستند؟" (اول قرنتیان ۱۰: ۱۶-۱۸). واژۀ «شراکت» در این آیات به چه معناست؟
چیزی عمیقتر از یادآوری صرف وجود دارد. پولس میگوید که ایمانداران؛ یعنی آنانی که بر عیسی مسیح اعتماد کرده و او را گنجینۀ خود میدانند، در بدن و خون مسیح شراکت دارند؛ یعنی ایمانداران، به معنای واقعی، سهیم شدن در بدن و خون مسیح را تجربه میکنند. آنها شریک بودن در مرگ او را تجربه میکنند.
این شرکت کردن، یا سهیم بودن، یا شریک شدن به چه معناست؟ آیۀ ۱۸، این شراکت را با قربانیهای قوم اسراییل مقایسه مینماید: «اسراییل جسمانی را ملاحظه کنید! آیا خورندگان قربانیها، شریک [واژهای مشابه] قربانگاه نیستند؟» سهیم شوندگان، یا شراکت کنندگان، یا شریکان در قربانگاه به چه معنایند؟ بدان معنایند که آنها در آنچه بر قربانگاه روی میدهد، یا در برکات آن سهیم هستند. برای نمونه، آنها از بخشش خدا، و مشارکتی ترمیم شده با او بهرهمند میگردند.
بنابراین، وقتی ما ایمانداران، از نظر فیزیکی، نان را میخوریم و پیاله را مینوشیم، در اصل، به لحاظ روحانی، گونۀ دیگری از خوردن و نوشیدن را تجربه میکنیم. ما با این خوردن و نوشیدن، آنچه بر صلیب روی داد را به زندگیمان ربط میدهیم؛ و به واسطۀ ایمان، و با اعتماد به همۀ آنچه که خدا در عیسی برای ماست، از برکاتی که عیسی با ریخته شدن خونش، و با مرگش بر صلیب مهیا نمود، جان خود را قوت میبخشیم.
وقتی پولس میگوید: «پیالۀ برکت، که آن را تبرّک میخوانیم، آیا شراکت در خون مسیح نیست؟ و نانی را که پاره میکنیم، آیا شراکت در بدن مسیح نی؟»، منظورش این است: مگر نه اینکه ما در شام خداوند، با ایمان، و به لحاظ روحانی، هر برکت روحانیای را جشن میگیریم که با بدن و خون مسیح خریداری شده است؟ نه هیچ غیر ایمانداری قادر به چنین کاری است؛ و نه شیطان. این هدیهای است برای خانوادۀ خدا. وقتی شام خداوند را برگزار میکنیم، با ایمان، و به لحاظ روحانی، همۀ آن وعدههای خدا را جشن میگیریم که با خون عیسی خریداری شده است.
پس مشارکت بسیار مهم است. این مشارکت هم با مسیح و هم با قوم خداوند است.
ایمانداران هر وقت که جمع شده و این نان را میشکنند، خارج از نژاد و رنگ و ملیت، همه در مسیح یک هستند. همه ما در مسیح خواهر و برادریم ما یک بدنیم و در یک بدن تعمید یافتیم و از یک روح نوشانیده شدیم، همه ما یک خدای پدر داریم و همه ما در مسیح یک هستیم. این سفره شام خداوند فرصت خوبی برای اتحاد و یگانگی و یکدلی مابین ایمانداران و پذیرش یکدیگر است. و سببی برای تشویق اتحاد و یکدلی و نه تکه تکه کردن و جدایی است. برگزاری شام خداوند به اتفاق هم و توسط مسیحیان نمادی است از اتحاد ایمانداران با یکدیگر. اول قرنتیان ۱۰: ۱۷ تعلیم میدهد که به مشارکت گذاشتن یک تکه نان نمادی است از اینکه تمام مسیحیان اعضای یک بدن مسیح یعنی کلیسای جهانی مسیح است.
ما همچنین وارد یک مشارکت استثنایی و واقعی با عیسای مسیح بر سر شام خداوند میشویم. حضور مسیح همه جا هست اما به خاطر اهمیت این مراسم با مسیح وارد یک مشارکت زنده میشویم. "پس هر که جسد مرا میخورد و خون مرا مینوشد، در من میماند و من در او" (یوحنا ۶: ۵۶).
خوردن نان و نوشیدن شراب نمادی است از اینکه شخص مسیحی واقعا شریک عیسای مسیح است و اینکه به صورت نمادین صاحب منافعی است که مسیح با مرگ خود بدست آورد (از آن خود کرده است). درست همانند اینکه خوردن معمولی نان و نوشیدن معمولی شراب، جسم ما را تغذیه میکنند به همین ترتیب در شام خداوند بیانگر تأثیر ایمان به مسیح هستند. ایمان به مسیح حیات، قوت و خوشی روحانی میبخشد. شام خداوند زندگی روحانی را تغذیه و احیا میکند.
در شام خداوند چیزی فراتر از خوردن و نوشیدن و به یادآوردن باید روی دهد؛ چیزی که غیر ایمانداران و شیطان، قادر به انجامش نیستند.
"پیالۀ برکت، که آن را تبرّک میخوانیم، آیا شراکت در خون مسیح نیست؟ و نانی را که پاره میکنیم، آیا شراکت در بدن مسیح نی؟ زیرا ما که بسیاریم، یک نان و یک تن میباشیم، چون که همه از یک نان، قسمت مییابیم. اسراییل جسمانی را ملاحظه کنید! آیا خورندگان قربانیها، شریک قربانگاه نیستند؟" (اول قرنتیان ۱۰: ۱۶-۱۸). واژۀ «شراکت» در این آیات به چه معناست؟
چیزی عمیقتر از یادآوری صرف وجود دارد. پولس میگوید که ایمانداران؛ یعنی آنانی که بر عیسی مسیح اعتماد کرده و او را گنجینۀ خود میدانند، در بدن و خون مسیح شراکت دارند؛ یعنی ایمانداران، به معنای واقعی، سهیم شدن در بدن و خون مسیح را تجربه میکنند. آنها شریک بودن در مرگ او را تجربه میکنند.
این شرکت کردن، یا سهیم بودن، یا شریک شدن به چه معناست؟ آیۀ ۱۸، این شراکت را با قربانیهای قوم اسراییل مقایسه مینماید: «اسراییل جسمانی را ملاحظه کنید! آیا خورندگان قربانیها، شریک [واژهای مشابه] قربانگاه نیستند؟» سهیم شوندگان، یا شراکت کنندگان، یا شریکان در قربانگاه به چه معنایند؟ بدان معنایند که آنها در آنچه بر قربانگاه روی میدهد، یا در برکات آن سهیم هستند. برای نمونه، آنها از بخشش خدا، و مشارکتی ترمیم شده با او بهرهمند میگردند.
بنابراین، وقتی ما ایمانداران، از نظر فیزیکی، نان را میخوریم و پیاله را مینوشیم، در اصل، به لحاظ روحانی، گونۀ دیگری از خوردن و نوشیدن را تجربه میکنیم. ما با این خوردن و نوشیدن، آنچه بر صلیب روی داد را به زندگیمان ربط میدهیم؛ و به واسطۀ ایمان، و با اعتماد به همۀ آنچه که خدا در عیسی برای ماست، از برکاتی که عیسی با ریخته شدن خونش، و با مرگش بر صلیب مهیا نمود، جان خود را قوت میبخشیم.
وقتی پولس میگوید: «پیالۀ برکت، که آن را تبرّک میخوانیم، آیا شراکت در خون مسیح نیست؟ و نانی را که پاره میکنیم، آیا شراکت در بدن مسیح نی؟»، منظورش این است: مگر نه اینکه ما در شام خداوند، با ایمان، و به لحاظ روحانی، هر برکت روحانیای را جشن میگیریم که با بدن و خون مسیح خریداری شده است؟ نه هیچ غیر ایمانداری قادر به چنین کاری است؛ و نه شیطان. این هدیهای است برای خانوادۀ خدا. وقتی شام خداوند را برگزار میکنیم، با ایمان، و به لحاظ روحانی، همۀ آن وعدههای خدا را جشن میگیریم که با خون عیسی خریداری شده است.
پس مشارکت بسیار مهم است. این مشارکت هم با مسیح و هم با قوم خداوند است.
ایمانداران هر وقت که جمع شده و این نان را میشکنند، خارج از نژاد و رنگ و ملیت، همه در مسیح یک هستند. همه ما در مسیح خواهر و برادریم ما یک بدنیم و در یک بدن تعمید یافتیم و از یک روح نوشانیده شدیم، همه ما یک خدای پدر داریم و همه ما در مسیح یک هستیم. این سفره شام خداوند فرصت خوبی برای اتحاد و یگانگی و یکدلی مابین ایمانداران و پذیرش یکدیگر است. و سببی برای تشویق اتحاد و یکدلی و نه تکه تکه کردن و جدایی است. برگزاری شام خداوند به اتفاق هم و توسط مسیحیان نمادی است از اتحاد ایمانداران با یکدیگر. اول قرنتیان ۱۰: ۱۷ تعلیم میدهد که به مشارکت گذاشتن یک تکه نان نمادی است از اینکه تمام مسیحیان اعضای یک بدن مسیح یعنی کلیسای جهانی مسیح است.
ما همچنین وارد یک مشارکت استثنایی و واقعی با عیسای مسیح بر سر شام خداوند میشویم. حضور مسیح همه جا هست اما به خاطر اهمیت این مراسم با مسیح وارد یک مشارکت زنده میشویم. "پس هر که جسد مرا میخورد و خون مرا مینوشد، در من میماند و من در او" (یوحنا ۶: ۵۶).
خوردن نان و نوشیدن شراب نمادی است از اینکه شخص مسیحی واقعا شریک عیسای مسیح است و اینکه به صورت نمادین صاحب منافعی است که مسیح با مرگ خود بدست آورد (از آن خود کرده است). درست همانند اینکه خوردن معمولی نان و نوشیدن معمولی شراب، جسم ما را تغذیه میکنند به همین ترتیب در شام خداوند بیانگر تأثیر ایمان به مسیح هستند. ایمان به مسیح حیات، قوت و خوشی روحانی میبخشد. شام خداوند زندگی روحانی را تغذیه و احیا میکند.
شایستگی در شام خداوند
کتاب مقدس هشدار میدهد که اگر سطحی و بی حس و سهل انگارانه در شام خداوند شرکت کنید؛ و جدی بودن آنچه بر صلیب روی داد را تشخیص ندهید، اگر ایماندار هستید، بعید نیست که جان خود را از دست بدهید؛ نه به خاطر غضب خدا، بلکه به خاطر تنبیه پدرانۀ خدا. بیایید در حالی که با شادی و جدیت، در شام خداوند شرکت میکنیم، اول قرنتیان ۱۱: ۲۷- ۳۲ را نیز به آرامی و شمردگی بخوانیم.
یکی از بدترین چیزها ندانستن موضوع یک بودن و شرکت در خوردن نان مقدس است. برای مثال به خاطر هر دلیلی مثلا من بهتر از بقیه هستم من بهتر میفهمم یا به دلیل اختلافی که با یکی از خواهران و برادرانی که در کنار ما ایستاده و در این مراسم شرکت دارد را خواهر و برادر خود نمیدانیم و در این مراسم شرکت میکنیم.
در این مواقع است که بدن خداوند را تمیز نمیدهیم. وقتی یک دیگر را رد میکنیم و نمیخواهیم که کنار هم باشیم. ما با رد کردن یکی بودن در مسیح، بدن مسیح خداوند رو پاره پاره میکنیم.
شام خداوند باید به صورت شایستهای برگزار شود. پس هر مسیحی باید قبل از خوردن نان و نوشیدن از پیاله خود را امتحان کند. شخص مسیحی باید بتواند بدن خداوند را تمیز دهد؛ یعنی آنچه هنگام شام خداوند انجام میدهد و اگر این کار را نکند با خوردن و نوشیدن آن خود را در معرض داوری قرار میدهد.
هر بار که شخص مسیحی نان را میخورد و شراب را مینوشد ایمان خود را به عیسای مسیح به عنوان نجاتدهنده خود اعتراف میکند و همچنین وفاداریش را به عیسی؛ یعنی پادشاهش اعتراف کرده و بطور جدی قول میدهد که از عیسای مسیح و کلام او در کتاب مقدس اطاعت کند. هر بار مسیحیان شام خداوند را برگزار میکنند انجیل را اعلام میکنند؛ یعنی عیسای مسیح به خاطر گناهان ما مرد و اینکه هر آنکه به او ایمان آورد بخشیده شده و نجات خواهد یافت.
شام خداوند را سطحی نپنداریم، شام خداوند، یکی از ارزشمندترین هدیههایی است که مسیح به کلیسایش عطا نموده است؛ با هم آن را بجا آوریم.
کتاب مقدس هشدار میدهد که اگر سطحی و بی حس و سهل انگارانه در شام خداوند شرکت کنید؛ و جدی بودن آنچه بر صلیب روی داد را تشخیص ندهید، اگر ایماندار هستید، بعید نیست که جان خود را از دست بدهید؛ نه به خاطر غضب خدا، بلکه به خاطر تنبیه پدرانۀ خدا. بیایید در حالی که با شادی و جدیت، در شام خداوند شرکت میکنیم، اول قرنتیان ۱۱: ۲۷- ۳۲ را نیز به آرامی و شمردگی بخوانیم.
یکی از بدترین چیزها ندانستن موضوع یک بودن و شرکت در خوردن نان مقدس است. برای مثال به خاطر هر دلیلی مثلا من بهتر از بقیه هستم من بهتر میفهمم یا به دلیل اختلافی که با یکی از خواهران و برادرانی که در کنار ما ایستاده و در این مراسم شرکت دارد را خواهر و برادر خود نمیدانیم و در این مراسم شرکت میکنیم.
در این مواقع است که بدن خداوند را تمیز نمیدهیم. وقتی یک دیگر را رد میکنیم و نمیخواهیم که کنار هم باشیم. ما با رد کردن یکی بودن در مسیح، بدن مسیح خداوند رو پاره پاره میکنیم.
شام خداوند باید به صورت شایستهای برگزار شود. پس هر مسیحی باید قبل از خوردن نان و نوشیدن از پیاله خود را امتحان کند. شخص مسیحی باید بتواند بدن خداوند را تمیز دهد؛ یعنی آنچه هنگام شام خداوند انجام میدهد و اگر این کار را نکند با خوردن و نوشیدن آن خود را در معرض داوری قرار میدهد.
هر بار که شخص مسیحی نان را میخورد و شراب را مینوشد ایمان خود را به عیسای مسیح به عنوان نجاتدهنده خود اعتراف میکند و همچنین وفاداریش را به عیسی؛ یعنی پادشاهش اعتراف کرده و بطور جدی قول میدهد که از عیسای مسیح و کلام او در کتاب مقدس اطاعت کند. هر بار مسیحیان شام خداوند را برگزار میکنند انجیل را اعلام میکنند؛ یعنی عیسای مسیح به خاطر گناهان ما مرد و اینکه هر آنکه به او ایمان آورد بخشیده شده و نجات خواهد یافت.
شام خداوند را سطحی نپنداریم، شام خداوند، یکی از ارزشمندترین هدیههایی است که مسیح به کلیسایش عطا نموده است؛ با هم آن را بجا آوریم.
میز رحمت و فیض
خدا با تولد تازه کار فیض خود را در قلوب گناهکاران آغاز میکند و خدا با شام خداوند به کار فیض خود در قلوب مسیحیان ادامه میدهد. شام خداوند اطمینان مسیحیان را از نجات افزایش میدهد و ایمانشان را تقویت میکند.
عیسای مسیح میزبان این میز مقدس است همانطور که میزبان شاگردانش بود. یکی دیگر از چیزهایی که باید به آن توجه کنیم که در این شام مقدس اتفاق میافتد بخشش است که در این میز رحمت اتفاق میافتد.
همه مسیحیان بر این عقیدهاند که شام خداوند فرصتی است برای به یاد آوردن مرگ مسیح، همراه با اعتراف گناهان و توبه، زیرا عیسی از ما خواست که وقتی از بدن و خون او میخوریم و مینوشیم، مرگ او را به یاد آوریم (اول قرنتیان ۱۱: ۲۴-۲۵). در آیین شام خداوند، ما نه تنها مرگ مسیح را به یاد میآوریم، بلکه فیضی را اعلام میکنیم که به واسطه مرگ او نصیب ما شده است. پولس رسول میفرماید: زیرا هر گاه این نان را بخورید و این پیاله را بنوشید، موت خداوند را ظاهر مینمایید تا هنگامی که باز آید (اول قرنتیان ۱۱: ۲۶). به خاطر مرگ مسیح، ما از آمرزش گناه و حیات ابدی برخوردار میشویم. با شریک شدن در شام خداوند، ما سپاسگزاری خود را برای این موهبت نشان میدهیم. در ضمن، بازگشت مسیح را نیز به یاد میآوریم. پس تا هنگامی که (مسیح) باز آید، شام خداوند را پیوسته برگزار خواهیم نمود (اول قرنتیان ۱۱: ۲۶).
هر وقت به این میز مقدس نزدیک میشویم به یاد داشته باشیم که خون مسیح وقتی ریخته شد گناهان گذشته و حال و آینده ما را پاک کرد . خون عیسای مسیح این قدرت را دارد که گناهان ما را پاک کند پس وقتی در این مراسم حاضر میشویم به یاد داشته باشیم که خون عیسای مسیح گناهان ما را بخشیده است . این میز مقدس یاد آور این حقیقت است که اگر ضعیف هستیم، مسیح ما را کمک و مدد میکند. اگر در یک مشکلی یا یک گناهی هستیم و داریم با این گناه دست و پنجه نرم میکنیم، عیسای مسیح قادر است ما را کمک کند تا پیروز شویم.
بخشش مسیح یکی از نکات کلیدی است که در این مراسم باید به یاد داشته باشیم. شاید هیچ یک از ما لایق نباشیم که در این مراسم شرکت کنیم. اما به یاد داشته باشیم که این شام، شام رحمت و بخشش است و خون مسیح قوت بخشیدن تمامی گناهان ما را دارد و او قادر است که ما را از گناهانمان آزاد و پاک کند.
پس با این هدف در این مراسم شرکت کنیم که این میز، میز رحمت است و آمدیم که از این مراسم بخشش خداوند را دریافت کنیم.
بسیاری از مسیحیان بر این عقیده اند که شام خداوند یکی از وسایل جاری شدن فیض نیز هست، یعنی یکی از طرقی است که فیض خدا را به ما منتقل میسازد. همانگونه که توسط شام خداوند، ممکن است داوری واقعی بر ما نازل شود (اول قرنتیان ۱۱: ۲۷-۳۲)، به همین شکل میتوانیم از برکت واقعی نیز برخوردار شویم. این مسیحیان بر این عقیدهاند که در شام خداوند، آمرزش گناهان را به شکلی مخصوص تجربه میکنیم. این مسیحیان بر این اعتقادند که در شام خداوند، خدا فیض خود را به شکلی مخصوص به ما میبخشد و این فیض شامل آمرزش گناهان، اتحاد با مسیح و حیات جاودانی میگردد. این مسیحیان میگویند که نان و عصارۀ انگور نشانههای ظاهری و مرئی فیضی درونی و روحانی هستند. در واقع، شراکت در نان و عصارۀ انگور به تنهایی نتیجهای در بر ندارد، بلکه در شراکت همراه با ایمان است که ما از فیض درونی نهفته در شام خداوند برخوردار میشویم. اگر بدون داشتن ایمان در این شام شرکت کنیم، نه تنها از فیض برخوردار نمیشویم، بلکه تحت داوری نیز قرار میگیریم.
گروهی دیگر از مسیحیان نیز معتقدند که فیض خاصی در شام خداوند وجود ندارد. آنان معتقدند که فیض خدا توسط کلام مکتوب او در دسترس ما قرار دارد. آنان باور ندارند که خدا توسط طرق یا آیینهایی خاص، ما را از فیض خویش بهرهمند میسازد. صرفا با ایمانی اصیل به مسیح، «بدن و خون او را» به گونهای روحانی، و نه جسمانی، میخوریم. طبق اعتقاد این دسته از مسیحیان، شام خداوند تنها بدین معنی از جایگاهی خاص برخوردار است که طی آن، کلیسا به عنوان یک بدن واحد گرد هم میآیند تا مرگ مسیح را به یاد آورند؛ این گردهم آیی صرفا عملی است گروهی برای پرستش و شهادت.
خدا با تولد تازه کار فیض خود را در قلوب گناهکاران آغاز میکند و خدا با شام خداوند به کار فیض خود در قلوب مسیحیان ادامه میدهد. شام خداوند اطمینان مسیحیان را از نجات افزایش میدهد و ایمانشان را تقویت میکند.
عیسای مسیح میزبان این میز مقدس است همانطور که میزبان شاگردانش بود. یکی دیگر از چیزهایی که باید به آن توجه کنیم که در این شام مقدس اتفاق میافتد بخشش است که در این میز رحمت اتفاق میافتد.
همه مسیحیان بر این عقیدهاند که شام خداوند فرصتی است برای به یاد آوردن مرگ مسیح، همراه با اعتراف گناهان و توبه، زیرا عیسی از ما خواست که وقتی از بدن و خون او میخوریم و مینوشیم، مرگ او را به یاد آوریم (اول قرنتیان ۱۱: ۲۴-۲۵). در آیین شام خداوند، ما نه تنها مرگ مسیح را به یاد میآوریم، بلکه فیضی را اعلام میکنیم که به واسطه مرگ او نصیب ما شده است. پولس رسول میفرماید: زیرا هر گاه این نان را بخورید و این پیاله را بنوشید، موت خداوند را ظاهر مینمایید تا هنگامی که باز آید (اول قرنتیان ۱۱: ۲۶). به خاطر مرگ مسیح، ما از آمرزش گناه و حیات ابدی برخوردار میشویم. با شریک شدن در شام خداوند، ما سپاسگزاری خود را برای این موهبت نشان میدهیم. در ضمن، بازگشت مسیح را نیز به یاد میآوریم. پس تا هنگامی که (مسیح) باز آید، شام خداوند را پیوسته برگزار خواهیم نمود (اول قرنتیان ۱۱: ۲۶).
هر وقت به این میز مقدس نزدیک میشویم به یاد داشته باشیم که خون مسیح وقتی ریخته شد گناهان گذشته و حال و آینده ما را پاک کرد . خون عیسای مسیح این قدرت را دارد که گناهان ما را پاک کند پس وقتی در این مراسم حاضر میشویم به یاد داشته باشیم که خون عیسای مسیح گناهان ما را بخشیده است . این میز مقدس یاد آور این حقیقت است که اگر ضعیف هستیم، مسیح ما را کمک و مدد میکند. اگر در یک مشکلی یا یک گناهی هستیم و داریم با این گناه دست و پنجه نرم میکنیم، عیسای مسیح قادر است ما را کمک کند تا پیروز شویم.
بخشش مسیح یکی از نکات کلیدی است که در این مراسم باید به یاد داشته باشیم. شاید هیچ یک از ما لایق نباشیم که در این مراسم شرکت کنیم. اما به یاد داشته باشیم که این شام، شام رحمت و بخشش است و خون مسیح قوت بخشیدن تمامی گناهان ما را دارد و او قادر است که ما را از گناهانمان آزاد و پاک کند.
پس با این هدف در این مراسم شرکت کنیم که این میز، میز رحمت است و آمدیم که از این مراسم بخشش خداوند را دریافت کنیم.
بسیاری از مسیحیان بر این عقیده اند که شام خداوند یکی از وسایل جاری شدن فیض نیز هست، یعنی یکی از طرقی است که فیض خدا را به ما منتقل میسازد. همانگونه که توسط شام خداوند، ممکن است داوری واقعی بر ما نازل شود (اول قرنتیان ۱۱: ۲۷-۳۲)، به همین شکل میتوانیم از برکت واقعی نیز برخوردار شویم. این مسیحیان بر این عقیدهاند که در شام خداوند، آمرزش گناهان را به شکلی مخصوص تجربه میکنیم. این مسیحیان بر این اعتقادند که در شام خداوند، خدا فیض خود را به شکلی مخصوص به ما میبخشد و این فیض شامل آمرزش گناهان، اتحاد با مسیح و حیات جاودانی میگردد. این مسیحیان میگویند که نان و عصارۀ انگور نشانههای ظاهری و مرئی فیضی درونی و روحانی هستند. در واقع، شراکت در نان و عصارۀ انگور به تنهایی نتیجهای در بر ندارد، بلکه در شراکت همراه با ایمان است که ما از فیض درونی نهفته در شام خداوند برخوردار میشویم. اگر بدون داشتن ایمان در این شام شرکت کنیم، نه تنها از فیض برخوردار نمیشویم، بلکه تحت داوری نیز قرار میگیریم.
گروهی دیگر از مسیحیان نیز معتقدند که فیض خاصی در شام خداوند وجود ندارد. آنان معتقدند که فیض خدا توسط کلام مکتوب او در دسترس ما قرار دارد. آنان باور ندارند که خدا توسط طرق یا آیینهایی خاص، ما را از فیض خویش بهرهمند میسازد. صرفا با ایمانی اصیل به مسیح، «بدن و خون او را» به گونهای روحانی، و نه جسمانی، میخوریم. طبق اعتقاد این دسته از مسیحیان، شام خداوند تنها بدین معنی از جایگاهی خاص برخوردار است که طی آن، کلیسا به عنوان یک بدن واحد گرد هم میآیند تا مرگ مسیح را به یاد آورند؛ این گردهم آیی صرفا عملی است گروهی برای پرستش و شهادت.
تجدید عهد
یکی دیگر از ابعاد این مراسم تجدید عهد با عیسای مسیح است. ما بر سر این میز مقدس عهد خود با مسیح را به یاد میآوریم و تجدید میکنیم . به یاد میآوریم که به مسیح آری گفتیم و با او مردیم و برخیزانیده شدیم و او را متابعت میکنیم.
تجدید عهد میکنیم که عیسای مسیح من با تو یکی هستم و چون با تو یکی هستم با کلیسای تو و قوم تو یکی هستم و چون با تو اتحاد دارم با قوم تو و کلیسای تو اتحاد دارم و وظیفه من گسترش ملکوت تو و خدمت کلیسای تو است. انجیل و کلام تو رو موعظه کرده و زندگی من و حضور من در هر کجا سبب تمجید و جلال خدای پدر و عیسای مسیح باشد.
در انتها باید به یاد داشته باشیم که یکی دیگر از ابعاد این میز مقدس انتظار است . که ما به یاد بیاوریم که عیسای مسیح باز خواهد گشت و ما در ملکوت او و با او بر سر یک سفره خواهیم نشست.
یکی دیگر از ابعاد این مراسم تجدید عهد با عیسای مسیح است. ما بر سر این میز مقدس عهد خود با مسیح را به یاد میآوریم و تجدید میکنیم . به یاد میآوریم که به مسیح آری گفتیم و با او مردیم و برخیزانیده شدیم و او را متابعت میکنیم.
تجدید عهد میکنیم که عیسای مسیح من با تو یکی هستم و چون با تو یکی هستم با کلیسای تو و قوم تو یکی هستم و چون با تو اتحاد دارم با قوم تو و کلیسای تو اتحاد دارم و وظیفه من گسترش ملکوت تو و خدمت کلیسای تو است. انجیل و کلام تو رو موعظه کرده و زندگی من و حضور من در هر کجا سبب تمجید و جلال خدای پدر و عیسای مسیح باشد.
در انتها باید به یاد داشته باشیم که یکی دیگر از ابعاد این میز مقدس انتظار است . که ما به یاد بیاوریم که عیسای مسیح باز خواهد گشت و ما در ملکوت او و با او بر سر یک سفره خواهیم نشست.
هدایت کننده شام خداوند
عیسی تعلیم نمیدهد که چه کسی باید مراسم را رهبری کند. پس یکی از مشایخ کلیسا و یا یکی از اعضای کلیسا کتاب متی ۲۶: ۲۳ - ۲۶ یا اول قرنتیان ۱۱: ۲۳- ۲۹ را میخواند و مفهوم شام خداوند را توضیح میدهد. او باید فرصت کوتاهی به مسیحیان بدهد تا زندگی خود را امتحان کنند و گناهانشان را به خداوند اعتراف کنند و او باید در طی برگزاری شام خداوند از سخنان و نمونه عیسی در متی ۲۶ یا اول قرنتیان پیروی کند.
عیسی تعلیم نمیدهد که چه کسی باید مراسم را رهبری کند. پس یکی از مشایخ کلیسا و یا یکی از اعضای کلیسا کتاب متی ۲۶: ۲۳ - ۲۶ یا اول قرنتیان ۱۱: ۲۳- ۲۹ را میخواند و مفهوم شام خداوند را توضیح میدهد. او باید فرصت کوتاهی به مسیحیان بدهد تا زندگی خود را امتحان کنند و گناهانشان را به خداوند اعتراف کنند و او باید در طی برگزاری شام خداوند از سخنان و نمونه عیسی در متی ۲۶ یا اول قرنتیان پیروی کند.
برگزاری و دیدگاههای متفاوت
هر چند امروز ممکن است شیوه و چگونگی انجام شام خداوند در کلیساها و فرقههای مسیحی از آنچه که کلیسای اولیه انجام میداد متفاوت باشند اما انگیزه و دلیل انجام آن ،همچنین بودن و انجام این یادبود از اساس و ارکان تعالیم کلیسا بوده و خواهد بود.
شیوه اجرای این آیین در میان فرقههای مختلف مسیحیان اندکی متفاوت است، اما این امر نباید سبب تفرقه و جدایی مابین ایمانداران شود.
در طول تاریخ کلیسا، شام خداوند به طرق مختلف برگزار شده است. امروزه در بسیاری از کلیساها، شام خداوند هر هفته به جا آورده میشود. بسیاری دیگر از کلیساها سالی سه یا چهار بار شام خداوند را برگزار مینمایند. بسیاری از کلیساها از نان فطیر و عصارۀ انگور معمولی استفاده میکنند، یعنی این آیین را همانگونه که یهودیان زمان عیسی به جا میآوردند، برگزار مینمایند. اما بسیاری از کلیساها از نان تخمیر شده استفاده میکنند. معمولا پیش از برگزاری این آیین، اعتراف گناهان انجام میشود. در بسیاری از کلیساها، مسیحیان به جلو محراب کلیسا رفته، نان و عصارۀ انگور را میخورند؛ اما در بعضی دیگر از کلیساها، مومنین در جای خود نشسته میمانند و نان و عصارۀ انگور را برای هر یک از ایشان میآورند.
در بسیاری از کلیساهای بزرگ، هر شخص عصارۀ انگور را در پیالهای مجزا مینوشد، اما در برخی کلیساها ترجیح میدهند که همانند نخستین شام خداوند، همۀ مومنین مشترکا از یک یا چند پیالۀ بزرگتر عصارۀ انگور را بنوشند. در تعداد اندکی از کلیساها نیز ایمانداران پیش از برگزاری شام خداوند، در پیروی از الگوی عیسی در شب آخر، پای یکدیگر را میشویند (یوحنا ۱۳: ۱-۱۷).
عیسی فرمود: «این است جسد من ... این است خون من.» مسیحیان در مورد معنی این کلام عیسی دیدگاههای متفاوتی دارند. دستهای بر این عقیده اند که خون و بدن واقعی عیسی، به گونهای فوق طبیعی و روحانی، در نان و عصارۀ انگور شام خداوند حضور دارد. این مسیحیان به اول قرنتیان ۱۰: ۱۶ اشاره میکنند که میگوید برخوردار شدن از نان و پیاله، شراکت در بدن و خون عیسی است. آنان به اول قرنتیان ۱۱: ۲۷، ۲۹ نیز اشاره میکنند که در آن پولس رسول میفرماید که اگر کسی به طریقی ناشایست، در شام خداوند شرکت کند، مجرم بدن و خون خداوند خواهد بود. عیسی فرمود: «زیرا که جسد من، خوردنی حقیقی و خون من، آشامیدنی حقیقی است. پس هر که جسد مرا میخورد و خون مرا مینوشد، در من میماند و من در او» (یوحنا ۶: ۵۵-۵۶).
اما بسیاری دیگر از مسیحیان اعتقاد ندارند که در شام خداوند، بدن و خون واقعی عیسی حضور دارد. طبق نظر ایشان، عیسی هنگامی که برای نخستین بار این مراسم را به جا آورد، هنوز بر صلیب مصلوب نشده بود؛ پس منظور عیسی این بود که «این نان معرف و نمایانگر بدن من» و «این عصارۀ انگور معرف و نمایانگر خون من است». این گروه از مسیحیان بر این عقیدهاند که مطالب یوحنا ۶: ۵۵-۵۶ به خوردن تحت اللفظی بدن و خون عیسی اشاره نمیکند، بلکه به گونهای روحانی و نمادین، ایمان و ارتباط زنده با عیسی را مجسم میکند. در یوحنا ۶: ۳۵ عیسی میفرماید: «کسی که نزد من آید هرگز گرسنه نشود و هر که به من ایمان آرد هرگز تشنه نگردد.» بنابراین، این دسته از مسیحیان میگویند که شراکت در بدن و خون مسیح، به معنی ایمان داشتن به او است.
همه ما شام خداوند را برگزار میکنیم. باورهای ما در مورد معنی این آیین نباید ما را از خواهر و برادرانمان که مسیح به خاطرشان مرد، جدا سازد. شام خداوند باید ما را به هم نزدیک سازد نه جدا.
خواه خون مسیح واقعا در شام خداوند حضور داشته باشد، خواه حضور نداشته باشد، عیسی از ما میخواهد تا مرگ او و آنچه را که در اثر مرگ او نصیب ما میشود، به یاد آوریم. مرگ او نتایج بسیاری برای ما به ارمغان آورده است، از قبیل عادل شمردگی (رومیان ۵: ۹)، فدیه و آمرزش گناهان (افسسیان ۲: ۱۳؛ کولسیان ۱: ۲۰)، دسترسی به رحمت الهی (عبرانیان ۱۰: ۱۹)، پاکی گناهان (اول یوحنا ۱: ۷)، و غالب شدن بر دشمن (مکاشفه ۱۲: ۱۱). وه که خون مسیح چه گرانبهاست!
هر چند امروز ممکن است شیوه و چگونگی انجام شام خداوند در کلیساها و فرقههای مسیحی از آنچه که کلیسای اولیه انجام میداد متفاوت باشند اما انگیزه و دلیل انجام آن ،همچنین بودن و انجام این یادبود از اساس و ارکان تعالیم کلیسا بوده و خواهد بود.
شیوه اجرای این آیین در میان فرقههای مختلف مسیحیان اندکی متفاوت است، اما این امر نباید سبب تفرقه و جدایی مابین ایمانداران شود.
در طول تاریخ کلیسا، شام خداوند به طرق مختلف برگزار شده است. امروزه در بسیاری از کلیساها، شام خداوند هر هفته به جا آورده میشود. بسیاری دیگر از کلیساها سالی سه یا چهار بار شام خداوند را برگزار مینمایند. بسیاری از کلیساها از نان فطیر و عصارۀ انگور معمولی استفاده میکنند، یعنی این آیین را همانگونه که یهودیان زمان عیسی به جا میآوردند، برگزار مینمایند. اما بسیاری از کلیساها از نان تخمیر شده استفاده میکنند. معمولا پیش از برگزاری این آیین، اعتراف گناهان انجام میشود. در بسیاری از کلیساها، مسیحیان به جلو محراب کلیسا رفته، نان و عصارۀ انگور را میخورند؛ اما در بعضی دیگر از کلیساها، مومنین در جای خود نشسته میمانند و نان و عصارۀ انگور را برای هر یک از ایشان میآورند.
در بسیاری از کلیساهای بزرگ، هر شخص عصارۀ انگور را در پیالهای مجزا مینوشد، اما در برخی کلیساها ترجیح میدهند که همانند نخستین شام خداوند، همۀ مومنین مشترکا از یک یا چند پیالۀ بزرگتر عصارۀ انگور را بنوشند. در تعداد اندکی از کلیساها نیز ایمانداران پیش از برگزاری شام خداوند، در پیروی از الگوی عیسی در شب آخر، پای یکدیگر را میشویند (یوحنا ۱۳: ۱-۱۷).
عیسی فرمود: «این است جسد من ... این است خون من.» مسیحیان در مورد معنی این کلام عیسی دیدگاههای متفاوتی دارند. دستهای بر این عقیده اند که خون و بدن واقعی عیسی، به گونهای فوق طبیعی و روحانی، در نان و عصارۀ انگور شام خداوند حضور دارد. این مسیحیان به اول قرنتیان ۱۰: ۱۶ اشاره میکنند که میگوید برخوردار شدن از نان و پیاله، شراکت در بدن و خون عیسی است. آنان به اول قرنتیان ۱۱: ۲۷، ۲۹ نیز اشاره میکنند که در آن پولس رسول میفرماید که اگر کسی به طریقی ناشایست، در شام خداوند شرکت کند، مجرم بدن و خون خداوند خواهد بود. عیسی فرمود: «زیرا که جسد من، خوردنی حقیقی و خون من، آشامیدنی حقیقی است. پس هر که جسد مرا میخورد و خون مرا مینوشد، در من میماند و من در او» (یوحنا ۶: ۵۵-۵۶).
اما بسیاری دیگر از مسیحیان اعتقاد ندارند که در شام خداوند، بدن و خون واقعی عیسی حضور دارد. طبق نظر ایشان، عیسی هنگامی که برای نخستین بار این مراسم را به جا آورد، هنوز بر صلیب مصلوب نشده بود؛ پس منظور عیسی این بود که «این نان معرف و نمایانگر بدن من» و «این عصارۀ انگور معرف و نمایانگر خون من است». این گروه از مسیحیان بر این عقیدهاند که مطالب یوحنا ۶: ۵۵-۵۶ به خوردن تحت اللفظی بدن و خون عیسی اشاره نمیکند، بلکه به گونهای روحانی و نمادین، ایمان و ارتباط زنده با عیسی را مجسم میکند. در یوحنا ۶: ۳۵ عیسی میفرماید: «کسی که نزد من آید هرگز گرسنه نشود و هر که به من ایمان آرد هرگز تشنه نگردد.» بنابراین، این دسته از مسیحیان میگویند که شراکت در بدن و خون مسیح، به معنی ایمان داشتن به او است.
همه ما شام خداوند را برگزار میکنیم. باورهای ما در مورد معنی این آیین نباید ما را از خواهر و برادرانمان که مسیح به خاطرشان مرد، جدا سازد. شام خداوند باید ما را به هم نزدیک سازد نه جدا.
خواه خون مسیح واقعا در شام خداوند حضور داشته باشد، خواه حضور نداشته باشد، عیسی از ما میخواهد تا مرگ او و آنچه را که در اثر مرگ او نصیب ما میشود، به یاد آوریم. مرگ او نتایج بسیاری برای ما به ارمغان آورده است، از قبیل عادل شمردگی (رومیان ۵: ۹)، فدیه و آمرزش گناهان (افسسیان ۲: ۱۳؛ کولسیان ۱: ۲۰)، دسترسی به رحمت الهی (عبرانیان ۱۰: ۱۹)، پاکی گناهان (اول یوحنا ۱: ۷)، و غالب شدن بر دشمن (مکاشفه ۱۲: ۱۱). وه که خون مسیح چه گرانبهاست!
اشتراک در:
پستها (Atom)




















